#تلخ_و_شیرین

#تلخ_و_شیرین
#شیلا
خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم
رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم

بازم تو شهر آفتاب دلم به تاپ تاپ افتاد
اونی که براش می مردم نامه برام فرستاد

نوشته از قدیما روزای رفته بر باد
نوشته که هنوزم منو نبرده از یاد

خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم
رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم

نوشته از گذشته روزای تلخ و شیرین
از لحظه های شاد و دقیقه های غمگین

نوشته که تو قلبش جدایی کرده دیوار
به جز من و عشق من هیچکسی رو نمی خواد

پریشونه پریشون برام نامه نوشته
تو هر ورق کاغذش یه شاخه گل گذاشته

پشیمونه پشیمون ز حرفای گذشتش
هوای آشتی داره تو هر خط نوشتش

خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم
رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم
دیدگاه ها (۳)

همان روز، نامه‌ای از مرز شمالی به عمارت رسید.دست‌خط نایک بود...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

دنبال وصیت نامه رهبری؟؟؟تو آخرین سخنرانیش،فارسی،صریح،واضح،رس...

پارت ۱ویو آلیاتوی بالکن پنت‌هاوسم نشسته بودم و به گردنبندی ک...

🦊 [۲۳:۲۷ تا ۲۳:۲۹ به وقت ژاپن]بنگ-های ㅎㅎㅎفوه، خیلی دیر اومدم...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

پارت ۱

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۸ : «پدری که برگشت...»نیمه‌شب بود.جونگوک...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط