#سناریو

#سناریو
وقتی برای اولین بار تو رو روی استیج میبینن

نامجون: نمیتونست چهره تو رو واضح ببینه پس خیلی اهمیت نمیداد تا اینکه تو رو روی بیگ اسکیرین دید و محو زیباییت شد...

سوکجین: با آرنجش به پهلوی نامجون زد
نامجونا بلاخره یکی رو پیدا کردم که از منم هندسام تره و با چشماش به تو اشاره کرد

یونگی: چشماش رو بسته بود تا یکم آرامش بگیره... با شنیدن صدای تو چشماش رو به سرعت باز کرد و به تو خیره شد
جیمین: یونگی شی عاشق شدی؟
_اولش فک کردم فقط صداش قشنگه.... ولی چهرش قشنگ تره...
جیمین: آره... عاشق شدی

جیهوپ: همینطور که به تو خیره شده بود دستش رو محکم به سینش کوبید و لب زد:
چطور یه نفر میتونه انقدر زیبا برقصه؟!

جیمین: از وقتی تو رو دیده بود حتی یک میلی متر هم جم نخورده بود... چشم هاش رو به تو دوخته بود و یک ثانیه هم دست از نگاه کردن به تو بر نمیداشت...
_دقیقا مثل یه فرشتس

تهیونگ: یونگی هیونگ... بهم یاد بده چطور مخ بزنم
یونگی: مخ کی رو میخوای بزنی؟
_ اون دختره(با انگشتش به تو اشاره کرد)

جونگ کوک: به محض دیدن تو سر جاش میخ کوب شد و فقط به تو نگاه میکرد... انگار که تموم استخوون هاش منجمد شده باشن و اجازه حرکت کردن رو ازش گرفته باشن
_یعنی این... عشق تو نگاه اوله؟
دیدگاه ها (۲)

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : سوم » جیمین بیدار شد . با دیدن اینکه...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

p5

𓆩 پارت ۴۲ 𓆪 🖤🥀ات چند ثانیه فقط به عکس خیره ماند.— این... منم...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

*🍓 𓂃 ࣪˖ ִֶָ✨️اما آخرش لبخند زد و گفت:- دلم می‌خواد آدمایی که...

ادامه پارت 13🍷𓂃𓂃𓊝#contract جمله‌اش نیمه‌کاره موند. دختری که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط