ادامه مطلب قبل

ادامه مطلب قبل


هویون دستی جلوی صوت جیمین تکان داد و گفت : هی جیمی اینجایی
جیمین که محو زیبایی آن دختر شده بود سریع به خودش آمد و لب زد : ها ..آره اینجام بیا بریم دیگه
دست هاشو ول کرد و قدمی ازش جلو رفت،
هر دو از اتاق خارج شدند هویون در بین راه دوباره بازوی جیمین که جدی و با نگاه عصبی راه می‌رفت گرفت سریع گفت : چرا انقدر تند راه میری
به گفته خودت دخترا که نمی‌تونن سریع راه برن
جیمین زیر چشمی نگاه کرد با یه تیک ابرو لب زد : داری این کارو می‌کنی که حرص بانو نایون رو در بیاری
هویون چشمی چرخوند و محکم تر بازوی جیمین رو گرفت : نه اینطوری نیست جیمی تو داری اشتباه می‌کنی
دیدگاه ها (۲)

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت سیزدهم 𓆪جیمین سرعت ماشین را بیشتر کرد....

رقیب کوچولوی جیمین... صبح روز بعد...جیمین روی مبل نشسته بود ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

ادامه پارت ۷جیمین قدمی جلو آمد. «تو پدرمون رو کشتی.»اتاق ساک...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹⁰درهای ...

شاگرد لوس من

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط