جوجه ی من
پارت هشتم
از زبان یوری=فقط میخواستم همش یه خواب باشه کاش بیدار نباشم اینا واقعیت داره؟واقعا تهیونگ برادره بورام هستش؟یعنی مادر پدر من عشق اول تهیونگ رو کشتن؟پس چرا بورام به من نگفت؟ از همه مهمتر تهیونگ منو برای انتقام میخواد خیلی میترسم خیلی خیلی میترسم خدایا خودت کمکم کن دیدم تهیونگ داره میاد تو اتاق سریع رفتم رو تخت و خودم رو زدم به خواب
تهیونگ=فرشته کوچولوم نمی خوای بیدار شی دلم برای صورتت تنگ شده زندگیم
یوری ویو= هه آره واقعا دلت برام تنگ شده کاش هیچوقت نمیدیدمت تهیونگ کاش ولی نمی خوام بدونه من همه چیو میدونم پس مثل قبل رفتار میکنم
تهیونگ=یوری جونم فرشتم پاشو
الکی یه تکونی به خودم دادم و رومو سمت تهیونگ کردم
یوری=چی شده؟(خوابالو الکی)
تهیونگ=نمی خوای بیدارشی جوجه
یوری ویو=با گفتن کلمه جوجه انگار قلبم درد گرفت کاش واقعا منو می خواست کاش منو دوست داش
یوری=بیدار شدم الان دست صورتم رو میشورم و میام پایین راستی ساعت چنده؟؟
تهیونگ=ساعت ۱۲
یوری=جان(داد) ۱۲ کی ۱۲ شد شما منو ساعت ۱۰ آوردین اینجا یعنی من ۲ساعته خوابم(الکی)
تهیونگ= آره عزیزم حالا پاشو برو پایین که یه فیلم باهم ببینیم
یوری=آخجججججججون بریم(ذوق الکی)
(وسط های فیلم)
یوری ویو= تصمیم گرفتم بدون اینکه متوجه بشه از زیر زبونش حرف بکشم از جونگکوکم که نمیتونم بپرسم به اونم میگن داداش هه جالبه
یوری=عزیزم
تهیونگ= جانم
یوری= میتونم باهات درد و دل کنم
تهیونگ= معلومه عشقم
یوری=می خوام درمورد عشق اولم حرف بزنم میشه؟؟؟
تهیونگ= آره میشه ولی بغض نکن که بدم میاد برای یه پسر دیگه بغض کنی
یوری=اوکی😂
تهیونگ= خب کنجکاوم در موردش بدونم
یوری=......
از زبان یوری=فقط میخواستم همش یه خواب باشه کاش بیدار نباشم اینا واقعیت داره؟واقعا تهیونگ برادره بورام هستش؟یعنی مادر پدر من عشق اول تهیونگ رو کشتن؟پس چرا بورام به من نگفت؟ از همه مهمتر تهیونگ منو برای انتقام میخواد خیلی میترسم خیلی خیلی میترسم خدایا خودت کمکم کن دیدم تهیونگ داره میاد تو اتاق سریع رفتم رو تخت و خودم رو زدم به خواب
تهیونگ=فرشته کوچولوم نمی خوای بیدار شی دلم برای صورتت تنگ شده زندگیم
یوری ویو= هه آره واقعا دلت برام تنگ شده کاش هیچوقت نمیدیدمت تهیونگ کاش ولی نمی خوام بدونه من همه چیو میدونم پس مثل قبل رفتار میکنم
تهیونگ=یوری جونم فرشتم پاشو
الکی یه تکونی به خودم دادم و رومو سمت تهیونگ کردم
یوری=چی شده؟(خوابالو الکی)
تهیونگ=نمی خوای بیدارشی جوجه
یوری ویو=با گفتن کلمه جوجه انگار قلبم درد گرفت کاش واقعا منو می خواست کاش منو دوست داش
یوری=بیدار شدم الان دست صورتم رو میشورم و میام پایین راستی ساعت چنده؟؟
تهیونگ=ساعت ۱۲
یوری=جان(داد) ۱۲ کی ۱۲ شد شما منو ساعت ۱۰ آوردین اینجا یعنی من ۲ساعته خوابم(الکی)
تهیونگ= آره عزیزم حالا پاشو برو پایین که یه فیلم باهم ببینیم
یوری=آخجججججججون بریم(ذوق الکی)
(وسط های فیلم)
یوری ویو= تصمیم گرفتم بدون اینکه متوجه بشه از زیر زبونش حرف بکشم از جونگکوکم که نمیتونم بپرسم به اونم میگن داداش هه جالبه
یوری=عزیزم
تهیونگ= جانم
یوری= میتونم باهات درد و دل کنم
تهیونگ= معلومه عشقم
یوری=می خوام درمورد عشق اولم حرف بزنم میشه؟؟؟
تهیونگ= آره میشه ولی بغض نکن که بدم میاد برای یه پسر دیگه بغض کنی
یوری=اوکی😂
تهیونگ= خب کنجکاوم در موردش بدونم
یوری=......
- ۱۰.۷k
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط