💠می گفت خواب #محمودرضا رو دیدم

💠می گفت خواب #محمودرضا رو دیدم
با لباس کار...
لباس رزم...
لباس سبز...
لباس سبز لجنی،
.
مهربون بود، مثل همیشه؛
خندون بود، مثل همیشه؛
.
🍃🌸گفتم محمودرضا وقتی رفتی رو تله انفجاری و زخمی شدی اذیت شدی؟؟؟

گفت:
آره....
اما #به_خاطر_خدا تحمل کردم و از اون مرحله رد شدم....
چون واقعا #میخواستم_شهید_بشم و
شهادتو دوست داشتم.


#برادر_شهیدم
#داداش_محمود
#آقا_محمودرضا_بیضایی
🆔 @Agamahmoodreza
#خاص #جذاب #زیبا #شیک
دیدگاه ها (۳)

خـــــورشـــــیـــد شــــبهــــام پارت ۴۴یک ماه از اون روز م...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))پارت:۱۱(ویو تهیونگ)تویه اتاق جلسه ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

💠 نوشته های محمد جواد / پنجاه و دو 🌷 ... می گفت:خواب دیدم ر...

دوپارتیp¹*وقتی پدرت بود و همیشه کتکت میزد و...با الارم گوشیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط