{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنگامی که از رسیدن به او ناامید شدم

هنگامی که از رسیدن به او ناامید شدم
خودم را زدم به فراموشی
اما کجای این فراموشی به فراموشی می ماند؟
وقتی هر روز به وقت تنهایی ام سراغی از خاطراتش میگیرم
لب پنجره می ایستم
خیره به نقطه ای نامعلوم
میبینمش که میخندید که میرقصید که در آغوشم آرام میشد
فرق زیادی ست جانم
فرق زیادی ست بین کسی که فراموش میکند با کسی که خودش را به فراموشی میزند...!
دیدگاه ها (۱)

الرجل " تاج " علی رأس المرأة ؛ والتاج لا تحمله إلا "الملکة" ...

انسانها،تو یک ثانیه قلبشون میشکنه...تو یک ثانیه،قلب دیگران ر...

تو همون حدس ِ اول رنگ ِ مورد علاقه‌مو درست گفت! ولی بین خودم...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁰پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای‌ جوانه‌ بزند و‌ به‌ نور...

...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدمخودم را زدم به فراموشیاما...

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدمخودم را زدم به فراموشیاما...

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدمخودم را زدم به فراموشیاما...

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدمخودم را زدم به فراموشیاما...

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدمخودم را زدم به فراموشیاما...

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدمخودم را زدم به فراموشیاما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط