♡نامه‌ای از طرف کارکترا♡

باکوگو:
ببین نفله...من از اهل این مسخره‌بازی ها نیستم ولی....تو منو وادار به هرکاری می‌کنی....خیلی رو مخ هستی ولی....بخاطر همین چیزاست که تو رو انتخاب کردم....لجبازیت،لوس بودنت،کیوت بازی های مسخره ات،مهربون بودن بی دلیلت....ولی با این حال دوست دارم نفله....نه اینکه فکرکنی خیلی مهمه...ولی چه مهم باشه چه نباشه تو نفله کیوت منی و حق نداری جایی بری....وگرنه خودم نفله ات میکنم....

شوتو:
سلام ا/ت، امیدوارم که این نامه رو بخونی...حقیقتش من زیاد آدم رمانتیکی نیستم و اینو میدونم....من نه دوست پسر ایده آلی هستم،نه چیزی درباره ی رابطه خوب میدونم....میدونم که لیاقت ی نفر بهتر از من رو داری که خوشحالت کنه....ولی بابت اینکه با تمام مشکلاتم منو و انتخاب کردی ازت ممنونم....ممنونم که اون روز منو دیدی،ممنونم که دستم رو گرفتی و مهم تر از همه ممنون که عشقی که نداشتم رو بی هیچ توقعی بهم دادی....خیلی دوست دارم....

میدوریا:
ا/ت چان...میدونم که این نامه رو میخونی و خواستم که بدونی تو بهتر اتفاق توی زندگيم بودی....میدونم که من ی آدم دست و پا چلفتی بیشتر نیستم ولی ممنون که باورم کردی....از اینکه باور کردی موفق میشم، باور کردی میتونم قهرمان خوبی بشم و....ممنون که بهم باور داشتی که میتونم خوشحالت کنم و اجازه دادی کنارت باشم....با تمام وجودم دوست دارم و برام با ارزشی...منم تمام عمرم هرروز این رو بهت ثابت می‌کنم....

مایکی:
هی دورایاکی کوچولو....میدونم که این نامه رو پیدا می‌کنی....میدونی که خیلی برام مهمی حتی بیشتر از دورایاکی هام.....ببین...میدونم خیلی وقتا ی احمقم که یا عصبانیت میکنه یا با دورایاکی مقایسه ات میکنه.....ولی خودتم میدونی که تو با هيچکس و هیچ چیز برام قابل مقایسه نیستی....تو همیشه،در بدترین شرایط مثل طناب نجاتی بودی که منو و از خودم و تاریکی درونم نجات داده....خوشحالم که پیدات کردم و بیشتر از اون خوشحالم که اجازه دادی کنارت باشم....هیچوقت تنهات نمیزارم دورایاکی کوچولوم....

تاکه‌میچی:
سلام ا/ت...امیدوارم که نامه ام رو پیدا کرده باشی....نمی‌دونم از کجا شروع کنم...پس فقط هرچیزی که توی دلم هست رو بهت میگم....میدونم که من ی آدم دست و پا چلفتی که فقط بلده معذرت خواهی کنه بیشتر نیستم....ولی از اینکه با تمام نقص ها و کمبود هام حاضر شدی کنارم باشی، دستم رو بگیری، ازم دفاع کنی، و بابت هر دفعه که بخاطر کتک خوردنم سرم غر زدی و زخمام رو درمان کردی ازت ممنونم...و مطمئن باش که از انتخاب من پشیمون نمی‌شی...چون هرروز رو صرف جبران این چیز ها برای تو میکنن...ممنون که همیشه کنارمی💕...


این دفعه طولانی نوشتم، ولی با این حال اصلا از پست ها حمایت نمیشه.
ممنون میشم که با ی لایک بهم انرژي برای ادامه‌ رو بدید.

#سناریو#انیمه#مدرسه‌قهرمانانه‌من#توکیو‌ریونجرز#مایکی#تاکه‌میچی#باکوگو#میدوریا#شوتو
دیدگاه ها (۸)

داستان

سناریو مایکی پارت ۵

سناریو سو پارت اخر

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو بونتن پارت۸

سناریو چیفویو پارت ۱

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

باید ازت یه سپاس گزاری کنم از اینکه هستی اینکه تنها بودم حال...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریو مایکی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط