مریض۵

+سلام آقای چوی
÷ سلام خانم پارک باهاش صحبت کردید چیشد
+ حالش خوبه درخواست دادم پروندشو بهش بدن بره
÷ اما ایشون..
+ میدونم اون لحظه حواسش نبود مست بود و در ضمن من دکترم میدونم دارم چیکار میکنم
÷ باشه

ویو تهیونگ
همینجور داشتم با خودم فکر میکردم پوست سفید اون دختر زیبایی جذب کنندش اوم باید مال خودم کنمش آره میدزدمش که یهو صدای باز شدن در شنیدم دیدم خودش اومده

+ وسیله هاتو میتونی جمع کنی و بری
∆ اه واقعا خب میتونم الان برم چون وسیله ای ندارم
+ باشه میتونی بری

از رو ی تخت بلند شدم رفتم سمتش و اون عقب میرفت و سرمو آروم بردم پیش گوشش و گفتم
∆ تو مال منی
+ چیی
∆ ولش کن به زودی میفهمی زیبای کوچولو

ویو ا/ت

ترسیده بودم ولی بیخیالش شدم حدودا ساعتای هفت بود داشتم از اینجا میومدم بیرون که یه چیز سنگین به سرم خورد و تاریکی
وقتی چشم هامو باز کردم توی یه اتاق بودم اتاق مال من نبود انگار که در باز شد وایسا ببینم این همون تهیونگ نیست

+ هعی من اینجا چیکار میکنم « داد»
∆ آروم باش پرنسس تو دیگه مال منی


ادامه دارد .....

شرط : ۳ لایک و ۱ فالوور 😘🤩😁

داریم وارد فاز های عاشقانه و اسمات 🛐 میشیم 😂😂😂😂😂 البته اسمات فک نکنم پارت جدید باشه شایدم باشه دقیق نمیدونم چیکار کنم 😂😂✌🏻

حمایت یادتون نره 🥰🥰
دیدگاه ها (۰)

عشق اشتباه

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۱

پشت صحنه جادویئ پارت ۲اون تهیونگ بود داشت .. داشت با اون چشا...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

عشق منP۵۱کوک:خودم مراقبشمجیمین:مطمعنیکوک:جیمین خوشم نمیاد یه...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

پارت ۲۸

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط