از درد ترک خورده و از زخم کبودیم

از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم

او می رود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم ...


#حامد_عسکری


#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق #فکر نو
دیدگاه ها (۱۱)

😔خدا نکه کاری سی ای دلوم 😟از بس حالم نخوشه از درد ترک خور...

عشق یعنی ڪه یڪی، ڪل جهانت باشداز ازل تا به ابد، وردِ زبانت  ...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

پارت ۶۲

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت دوم: پناهگاه تاریکبوی عود...

حکایتی آموزنده از شیخ محمد کوفیروایتی از حضرت آیت‌الله ناصری...

dark life = 38

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p96هوای سرد ساختمان متروک، نفس کشیدن رو ...

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط