رسمش نبود تو سختی ها

رسمش نبود تو سختی ها
تو هم یه جور عذاب شی
با رفتنت برای من
سوال بی جواب شی
قرار نبود اول راه تحملت تموم شه
حالا که محتاج توام,بودنت آرزوم شه
باور نمی کنم که تو همون توی قدیمی
همون رفیق گریه ی با خنده هام صمیمی
هر چی که داشتم یه شبه رفتی ازم گرفتی
دل خوش عشق تو شدم اونم با غم گرفتی

امید من وقت غمم پای دلم نموندی
از تو چشای عاشقم غربتمو نخوندی
سهم من از خاطره هات گلهای پرپرت بود
رفتن بی خدا حافظی ضربه آخرت بود

#سفارشی

#رسمش‌نبودبابک‌جهانبخش
دیدگاه ها (۱۹)

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

Monster

فیک جداناپذیر ادامه پارت ۱۲۳از زبان اتات: جونگ کوک...جونگ کو...

پارت 13:راشل ویو:اهمیت ندادم و شروع کردم به خوردن قهوه ام که...

سره سفره نشستی کنارت آینه و شمعدونبگو کجا تو میری چی جمع کرد...

آدم و حوا😭 💔 -بیا تو+ببخشید جناب سروان-فقط سریع باش+یه تماس ...

ادامه رمان پارت۸ من : خوب منم از کجا آوردیش ؟ آرش با خشم : ا...

میناز💙 _میناز من دیگ نمیتونم بهت پیام بدم یا ببینمت_خب واسه ...

قسمت13_ همیشه عجولی ! کمی از چاییشو خورد و فنجونو روی میز گذ...

پارت ۱۱"انتقام"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط