امروز یک مرده شور را دیدم...انچنان زیبا می شست که لکه ای
امروز یک مرده شور را دیدم...انچنان زیبا می شست که لکه ای هم باقی نماند...اما نمی دانم پدرم چرا از او خوشش نمی اید...!و مدام گریه می کند و مادرم نیز نفرینش...او که ادم خوبیست...من دوستش دارم....فقط کاش ناخن هایش را می گرفت...تمام بدنم را زخم کرد.!!!
- ۸۸۴
- ۱۵ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط