زیبای من...p1

^_^_^_^_^_^_^
𝓶𝔂 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵
^_^_^_^_^_^_^

از وقتی دیدمش شیفته اش شدم اراده اش صداش انگیزه اش...
اون باعث شد که دلم بخواد آیدل شم و کنارش باشم

_ جونگ کوک... کوک ....

(نامجون: _ ، کوک: )
به خودش اومد به نامجون نگاه کرد نامجون با نگرانی گفت: جونگ کوک حالت خوبه؟

جونگوک سریع لبخندی و گفت:
آ... آره هیونگ...

نامجون با تردید سری تکون داد و به بقیه ی اعضا گروه نگاه کرد و بقیه ی توضیحاتش رو شروع کرد دادن

_ برای آلبوم جدیدمون نیاز به همکاری زیاد با هم داریم... بعضی بخش ها انگلیسی هست که این مشکلی نیست هر جاش کمک خواستین من هستم
بچه ها نگران نباشین این یکی آلبوممون هم مثل بقیه آلبوم هامون می ترکونه هانا(یک) تول(دو) سد(سه)

اعضا: فایتینگ

ویو کوک: مثل همیشه فوق العاده اس... مگه میشه یکی انقدر بی نقص باشه؟

اعضا کم کم رفتن اما جونگ کوک پیش نامجون موند نامجون وسایلش رو از روی میز جمع کرد

کوک: هیونگ کمک می خوای؟ (لبخند دلنشین)

و شروع کرد کاغذ های روی میز رو جمع کردن نامجون:اوه ممنونم جونگ کوک...

نباید انقدر به خودت فشار بیاری هیونگ به خودت وقت استراحت بده باشه؟

نامجون نگاهی به جونگ کوک کرد و لبخندی کمرنگی زد و سری تکون داد

شرط:۱۰ لایک
(اسلاید دوم موضوع فیک)

#نامجون
#جونگ_کوک
#نامکوک
#BTS
دیدگاه ها (۹)

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

رز ابی من ♡:)part.5.(اول عکسا بعد بخش چهارم )بخش چهارم ♡~~ما...

پارت ۱۹۶

ᴘᴀʀᴛ ۳۶ | یه تصمیم برای آیندهچند هفته گذشت...آرا روزبه‌روز ب...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

سناریو-BTSوقتی میرم رو پاشون می‌شینیمنامجون🐨: داشت کتاب میخو...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط