سناریو ماهیرو اکادمی پارت کوتاه

عید نوروز در ایران🎊🎊🎉😄


*ساعت۶ صبح*

همه چراغا خاموش بود کسی بیدار نبود تو خواب سیر میکردن تا اینکه در اتاق با لگد باز شد و سه تن کلشون انداختن تو بر اثر صدای در همه از خواب پریدن و چراغا روشن شد حالا این سه نفر که بودن بله
المایت، ایزاوا و سها _ چان (خودم😅)
ایجیرو: چی شده کی حمله کرده
دنکی: ده بزارید بخوابیم
مومو: چه خبره
باکوگو: اون برق سیاه شده رو خاموش کن 💢
دکو: وای خداااا هنوز شبه
ایدا: یکی توضیح بده
دابی: هر روز یه ماجراست دیگه چیه
توگا: وای ماجرا
اوچاکو: تو خفه
توگا: چشم
سرو: یکی یه چیزی بگه
المایت: الان روشنتون می..
خودم: المایت بزار من بگم خب عزیزانه من اگه گفتین امروز چه روزیه😄
باکوگو: ما از کجا بدونیم چه روز فاکیه نفله💢
خودم: عه همش ضد حالی😑 ... پس نمیدونین
همه: نههه🙄
خودم: امروزززز روززز نوروزززز
همه: 😑😑
خودم: نوروز ها
همه: 😑🙄
خودم: میگم نوروز
باکوگو: خب به کی..
دکو: عه کاچان
باکوگو: 😑
خودم: یعنی شما باید تمزکاری کنی و به ماکمک کنین
همه: نهههه😩
خودم: میگم کمک میکنین 🤬
همه: باشه باشه😨
خودم: خوبه😄

*ساعت ۸ صبح*

سها _ چان با ایزاوا داشتن کف رو طی میکشیدن و با دستمال پاک میکردن اوچاکو و ایدا داشتن دیوار ها رو رنگ میکردن مومو و جیرو داشتن ویترین رو گردگیری میکردن المایت هم داشت مبلا رو جابه‌جا میکرد شوتو و دابی و سرو داشتن حموم دستشویی رو تمیز میکردن دکو و مینا هم داشتن سفره‌ی هفت سین میچیدن
دکو: سها _ چان چرا ما باید سفره بزاریم
خودم: چون این یه رسمه عزیزم
دکو: رسم
خودم: اره از قدیم بوده
دکو: پس اینو دفترچم مینویسم
دکو درحال نوشتن
مینا: سمنو، سرکه، سنجد، سماق،سیب، سیر.. سبزه نداریم
باکوگو: میتونیم از دکوی نفله استفاده کنیم چون سبزه😂
دکو: کاچانننن
مینا: ابنم میشه ایزوکو کلت رو میزاری روی سفره
دکو: نههه سها _ چان اینا دارن منو اذیت میکنن
خودم: نکنین با پسر من چیکار داری
ایزوا: هی ما چقدر دیگه باید بسابیم
خودم: نمیدونم
ایزاوا: دستام خسته شدن
خودم: غر نزن بساب نگاه ۱.۲.۳.۴ حالا ۱.۲.۳.۴
ایزاوا: ۱.۲.۳.۴
خودم: افرین با من بشمار ۱.۲.۳.۴
المایت: من این میز مبلا رو چیکار کنم
خودم: نمیدونم یه جایی پرتشون کن
المایت: اخه کجا
خودم: بیا بکن تو دهن من اخه از کجا بدونم یه جایی شوتشون کن دیگه
المایت: خیلی خب یه کاریش میکنم
بقیه از خرید عید اومدن
ایجیرو: سلام ما اومدیم
خودم: خوش اومدین خرید کردین
دنکی: اره بابا یه کوه
خودم: خوبه حالا برید تو انبار وسایل شستوشو بیارین دارن تموم میشن
توگا: باشه
یهو صدای انفجار از دستشویی اومد و شوتو با سرفه اومد بیرون
خودم: چی شد کی مرد
شوتو: بابا هیچی داشتیم لوله‌ی اب رو پاک میکردیم که دست دابی گیر کرد تو لوله هرچقدر هم کشیدیم در نیومد اونم اعصابش خط خطی شد زد کل شیر و لوله اب رو با هم دراورد
دابی با دستی که لوله‌اب بهش اویزون بود اومد بیرون
دابی: اههههه لوله‌ی فاکی
خودم: عزیزم زدی لوله رو به فاک دادی درستش میکنی دیگه 😊🔪
دابی: بله شک نکنین بانو😊😨
خودم: افرین پسر خوب حالا برو کارتو انجام بده
دابی: چشم
یهو صدای شیوان و داد از بیرون اومد و بعد در با شتاب باز شد و یه موش اندازه‌ی اسب اومد داخل پشت سرش توگا و دنکی و توکویامی ( درسته؟) و ایجیرو و مینا افتادن تو خونه
دنکی: اون پدرسگووووو بگیریننن
مینا: واستاااااااا
ایجیرو: بگیرینشششش
توگا: الان قیمه قیمش میکنممم
توکوبامی: داره در میرهه
دکو: وای خداااا موششش
دکو پرید روی کاچان
باکوگو: هی نفله بیا پایین ببینم
دکو: نههههه میترسم
باکوگو: خرس گنده خجالت بکش
دکو: نمیخوامم میترسمممم
همه‌ی دخترا جیغ
توگا پرید روی موش موشه دستشو گاز گرفت توگا جیغ کشید موش رو پرتاب کرد دنکی دویید که پاش رفت تو سطل اب افتاد خمیر شد موش افتاد تو یقه‌ی جیرو .. جیرو شیوان کنان یقشو تکون داد موشه افتاد بیرون
خودم: موشو نترکونید موشو نترکونید
ایزاوا: راست میگه پدرما در اومد انقدر سابیدیم
توگا: اخ اوچاکو جونم موش دستمو گاز گرفت
اوچاکو: الهی بیا بالا اینجا امنه
یهو المایت اومد موشو شوت کرد از پنجره بیرون
اوچاکو: اخ المایت نجاتمون دادی
جیرو: اره
مومو: هوففف
خودم: خب بچه ها موش رفت بیریم ادامه ی کار
همه: چشم
__________________________________________
ادامه داره 😊😂😄
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲باکوگو که هنوز دستش روی قلبش بود از گردن دکو جدا شد 《ب...

پارت پونزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو(مغز باکوگو می...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۵(موقعیت:UA ) (زمان: ۶:۴۲)**نویسنده*...

ریاکشن

بیاید میخوام خانواده مای هیرو درست کنم1. یوگا آئویاما — Yuga...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۳

سناریو: زخم التیامی/ پارت ۱۳نه...ناخودآگاه دویدم سمت اتاقش. ...

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

موضوعـ: وقتی سعی میکنین با مظلوم کردن خودتون قانعشون کنیننسب...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط