Forest Vampire

Forest Vampire
Part 34




اسلاید اول . شخصیت ته یان
اسلاید دوم. شخصیت ا/ت


ادمین. ا/ت برای چند دقيقه توی بغل جونگ کوک گریه کرد و جونگ کوک بدون هیچ حرفی اروم نوازشش میکرد تا حالش بهتر بشه.....
چند مین بعد
( ا/ت بهتر شد از بغل جونگ کوک ومد بیرون)
جونگ کوک. بهتری؟
ا/ت. اهوم..... ببخشید دست خودم نبود ( سرشو انداخت پایین
جونگ کوک. اشکالی نداره........... ته یان چی بهت گفت؟ چرا باهاش ومدی اینجا؟ من بهت گفته بودم حتی نزدیک این موجود نشو این طرف عادی نیست ا/ت دیونه اس دیونه ممکن بود هر بلایی سرت بیاره
ا/ت. چه فرقی داره که چه بلایی سرم بیاره آخرش که خودت میخای منو بکشی
جونگ کوک. من نمیخام بکشمت.....
ا/ت. هوم........ تا چند روز پیش که میخاستی سر به تنم نباشه چطور تو این چند روز نظرت درموردم تغییر کرد
جونگ کوک. خودت باعث شدی نظرم تغییر کنه با حرف هایی که درمورد خودتون بهم زدی با ون شبی که با هم رفتیم به ون جشن خودت کاری کردی باور کنم ادما تغییر کردن و قصد آسیب زدن بهمون رو ندارن یادت رفته؟ یا همش دروغ و صحنه سازی بود؟
ا/ت. امم... یادم نرفته همش همون حقیقتی بود که با چشمای خودت دیدی اگه من بمیرم تو تدی دردسر نمی افتی و حتی به خاطر کشتن انسان تشویق هم میشی و قدرت از خاندان ته یان هم بیشتر میشه
جونگ کوک. من همین الان هم این قدرت رو دارم که کل خاندانش رو نابود کنم نیازی هم به کشتن تو نیست لطفا بحث رو عوض نکن ا/ت بگو چرا با وجود هشدارم دز مورد ته یان باز هم باهاش به اینجا ومدی؟
ا/ت. من نمیخاستم بیام خودش پیشنهاد داد و بعد خودش اوردتم اينجا من تو از اتاق که ومدم بیرون دیدمش و وقتی هم غذا میخوردیم بهم گفت کحا بودی چرا یهو غیبت زد چیشد برگشتی و چرا تو اتاق تو میخام و از این جور سوالا و بعدم که فهمیدم غذاتونو از چی درست میکنین حالم بهم خورد و ومدم دستشویی و بعدشم که خودت دیدی
جونگ کوک. هوممم........... دیگه بدون من از اتاق نیا بیرون خوب؟
ا/ت. اهوم...... باشه
جونگ کوک. افرین حالا بیا بریم میخام یه چیزی نشونت بدم
ا/ت. چیی؟
جونگ کوک. بیا میبینی
( ادمین. ا/ت و جونگ کوک از عمارت بیرون ومدن و بعد از یکم پیاده روی توی جنگل رسیدن به همون درختی که ا/ت توی ردز تاجگذاری جونگ کوک دید هنوز هم مثل اول چشمه کوچک دور درخت با نور مهتاب می‌درخشید و برگ درخت های اطراف با کرم های شبتاب تزئین شده بودن.......
ا/ت. اوو من قبلا اینجا ومدم همون روزی که تاجگذاری
جونگ کوک. اهومم ون موقع دیدمت........ امم میدونی اینجا با سکوت و روشنایی بی‌نظیرش بهم آرامش خاصی میده برای همین اینجا رو خیلی دوست دارم........




ادامه دارد........
دیدگاه ها (۹)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تکپارتی جونگ کوک

ددی خون آشام من

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط