پارت 2

پارت 2

جیمین با صدای آرامی گفت:
"سلام. برای سالگرد فوت مادرم... دنبال یه دسته‌گل خاص می‌گردم. چیزی که هم حس دلتنگی رو منتقل کنه، هم یه جور آرامش."

ا/ت لبخند زد، لبخندی که از ته دل بود:
"حتماً. بیا با هم انتخاب کنیم."

همین که دستشون به هم خورد تا گل‌ها رو انتخاب کنن، جرقه‌ای ناخودآگاه در وجودشون حس شد. انگار یه خاطره‌ی دور، مثل یه رویا، از جلوی چشمشون گذشت. نه کاملاً واضح، فقط یه حس... یه حس آشنایی عمیق که داشت کم‌کم بیدار می‌شد.



جیمین با دقت به گل‌هایی که ا/ت نشان می‌داد نگاه می‌کرد. دسته‌های گل رز سفید، نماد پاکی و عشق ابدی، کنار گل‌های داوودی زرد که به گفته ا/ت، نماد دوستی و خاطرات شیرین بودند.
اما چشمش به دسته‌ای از گل‌های بنفش رنگ و کوچک افتاد که کنار ویترین چیده شده بودند.
گل‌های اسطوخودوس.


ادامه دارد......
دیدگاه ها (۳)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

ریاکشن

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

فاصله یک لبخند تا جنون

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط