دُختَرکوچولو وَ مافیاْ____

دُختَرکوچولو وَ مافیاْ____
part.11

کوک:فقط وایسا تا نگرفتمتو نخوردمت
ا.ت:چرا باید بگیریمو بخوریم؟
کوک:حالا ی حرفی زدم دیگ
کوک افتاد دنبالم منم هرچی میتونستم دوییدم
ک یهو ب بم بست رسیدیم
کوک دستشو گذاشت رو کمرشو نفس زنان گف
کوک:خب....حالا ...حالا گرفتمت
ا.ت:نزدیک نشو مگر ن
کوک:مگرنه چی هاا بازم میزنیم

یواش ت دلم گفتم
ا.ت:چیبگم خدا کمکم کن از اینجا نجات پیدا کنم
کوک:داری از خدا کمک میگیری.....
الان خدا دستش بنده
ا.ت:خب
کوک کم کم نزدیک تر شدو از کمرم گرفتو خودشو چسبوند ب منو تو گوشم گف
کوک:فک کنم ازت خوشم میاد
ا.ت:گمشو پسر میزنم پشت خاک بره چشتا
کوک :عب نداره
کوک تا خواس بوسم کنه
زنگو زدن منم از زیر پاهاش فرار کردم
ا.ت:کور خوندی تو
کوک:اخر ک گیرت میارم
و بدو بدو رفتم کلاس
کوک:باشه دیگ بریم کلاس
ا.ت:باش(باصدای نازک)

بعد راه افتادیم ب کلاس
***
منتظر بابام بودم ک بیاد باهم بریم خونه

*کمی بعد*
مونبین(پدر ا.ت):بیا بشین بریم خونه دخترم
ا.ت:باش اومدم
سوار ماشین شدم و راه افتادیم


هنوز ده دقیقه نشده بود ک راه افتادیم
یکی ب بابام زنگ زد
بین:بله اقای کیم جونگ هیون(خواننده مرحوم کی پاپ ک در گروه شاینی بوده و سال ۲۰۱۷فوت کرده😭😢)

نمیدونم چ گف ک بابام گف چشم الان راه می افتم
بین:دخترم باید بریم ی جایی
ا.ت:کجا بابایی
بین :سر کارم ی مشکلی پیش اومدع باید رفعش کنیم
ا.ت:باشه پس منم میام
بین:باشه
بعد دور زدیم و راهمونو ادامه دادیم

ادامه دارد... .
دیدگاه ها (۱۶)

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط