{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لجبازی

لجبازی
P7
رفتیم داخل یونا خیلی عجیب بهمون نگا کرد و گف
ی: ببخشید شما ها کی هستید؟
ته: ودف یونا منم تهیونگ شوهرتم
ی: یونا خندش گرف ، ببخشید آقای محترم چی میگید من مجردم😐😂
س : عههه یوناشییی یعنی منم یادت نمیااااد🥺منم سایانننن
ی: نه متاسفم
ک: یاااا چجوری یادت رفته مارو
س: دکتر گف ک فراموشی کوتاه مدت بخاطر فشار و شکی ک بهش وارد شده زود خوب میشه
ته: یوناشیی لطفا منو به یاد بیار
ی: آقای محترم میگم نمیشناسمتون
س: عررر اونی منو یادش نمیاد
ک: یاا چاگیا زود خوب میشه یادش میاد گریه نکن
ی: اخیی بیا پیشم یه لحظه( اشاره به سایان)
س: حیححح اومدمم
ی: میشه بم‌بگی تو و اینا کین؟
س: ببین اون ک اسمش تهیونگه شوهرته تو یادت نمیاد
اونم پسر خاله شوهرته اسمش کوکه
منم زنش و دوست صمیمیمی توعم
ی: وای اصن حس خوبی به اون آقا ندارم
س: یااا اوپاا خیلی مهربونه🥺
ی : میشه بگی برن بیرون دوتایی حرف بزنیم؟
س: اره حتماااا، پسرا برید بیرون
تهکوک: باشه
ی: خب حالا میگی بهم چرا ایجوری شدم؟
س: عمم باشه وایی نباید بهش بگم سیلی خوردی خودکشی کردی ( تو ذهنش)
ی: بگو دیگه
س: باش باش ببین تو تهیونگ دعوا گرفتید خیلی شدید بعد تو عصبی شدی باهم رفتم خونه ما اونجا قرص خوردی اونم خیلی زیاد
ی: مطمئنی من فقط به خاطر یه دعوا دین همه قرص خوردم؟؟؟؟
س: اره اره
ی: اها باشه میتونم اونی صدات کنم؟
س: وایییی ذوققق اخجون ارهههه تو همیشه منو اونی صدا میزدی دوست دارممم
ی: 💋🫂🫂
س: من میرم بیرون تو یکم استراحت کن یوناشی کاری داشتی صدام کن
ی: باشه مرسی
سایان اومد بیرون ک تهیونگ سریع اومد سمتش
ته: چی شددد
ک: چیزی یادش اومد؟
س: نه اصلا ولی جناب کیم تهیونگ شانس اوردی من بهش توضیح دادم چی شده ولی نگفتم بهش جلو جمع سیلی زدی
ته: وای مرسی نونا ازت ممنونم
س: به نفعته یکاری کنی اونی دیگ اذیت نشه یا حالا هر جی وگرنه میرم میگن بهش
ته: باشه باشه قول تو فقط نگو بهش
ک: کارت درسته بیب تنک
ته: میتونم ببینمش؟
س: حس خوبی بهت نداره فعلا داره استراحت داره میکنه نرو پیشش
ته: ودف چراا
س: حاجی اسکل نیس ک حرف منم زیاد باور نکرده بود فهمید دروغه
ته: باشه
پرستار: خانم سایان کی هستن؟؟؟؟
س: منم؟؟
پ: بفرمائید همراهتون خانم کیم یونا کارتون دارن
س: بله الان میام
ته: منم میامم
س: گف منو کار داره تو کجا میای بشین سر جات
ک: ته فعلا صبر کن بعدا میبینیش
ته: اوک
سایان رف داخل اتاق
س: جونم یونا شی کاری داشتی باهام؟
ی: اره میشه باهم بریم بیرون یکم قدم بزنیم
س: اره حتما
سایان و یونا داشتن قدم میزدن تو محوتطه بیمارستان ک یهو........
خماریی😂
پارت بعدییی
چطور بود؟؟
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۲تهیونگ: ول کن خواهرمو یونا : ساکت فقط موهاتو ببند مو ...

شاهزاده دوست داشتنی من

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

‏🐷🐰[۰۸:۰۴ ~ ۰۸:۰۶ به وقت کره]از این که به لطف ایده‌ی خوب توک...

فیک تهیونگ

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

🌹 رزهای خونینپارت سومیونا از وقتی تهیونگ از اتاق رفته بود، م...

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط