{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از باغ می برند چراغانیت کنند

از باغ می برند چراغانیت کنند

 تا کاج جشنهای زمستانیت کنند

 پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار

 تنها به این بهانه که بارانیت کنند

 یوسف، به این رها شدن از چاه دل مبند

 این بار می برند که زندانیت کنند

 ای گل گمان نکن به شب جشن می روی

 شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند

 یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست

 از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند

 آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند...
فاضل نظری**
دیدگاه ها (۱)

صدایِ برخوردِ ماشین با زمین و حرکتِ آن در محوطه‌ی ویلا، گذرا...

🔴 ماجرای مشکوک بودن استفاده از اسید چرب خوکی در برخی از شرکت...

وفاق یا اختناقمحمدرضا طاهری🔹وفاق اگر میلی شود، رسانه را هم م...

معرفی کتاب

🌄🔐 رایج‌ترین «باگ انسانی» که هکرها از آن بهره می‌برند چیست؟ ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

از باغ می بــــــرند چراغانیت کنندتا کـــــاج جشنهای زمستانی...

از باغ می برند چراغانیت کنندتا کاج جشن های زمستانی ات کنندپو...

از باغ میبرند چراغانیت کنند ... تا کاج جشن های زمستانیت کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط