پارت سه راستی عکس تغییر کرد گم نکنی
آسا گفت بفرمایید
کوک بود اومد پیش آسا نشست دید آسا داره رپ مینویسه
آسا گفت بله چیزی میخوای بگی ؟
کوک گفت اره یه چیزی میخواستم بپرسم
آسا : چی ؟
کوک : من در مورد کمپانی وایجی یه چیزایی شنیدم که میگن اگه یه کاری رو اشتباه انجام بدی ببخشید اینو میگم و دور ازجونت ت..جا.وزت میکنن و من وقتی اینو شنیدم نمیدونم که دروغه یا راسته و واقعا نگرانت شدم
آسا: اها پس بخاطر این بود که سر سفره ساکت شدی نه نترس همچین چیزی نیست اینا شایعه است و اصلا اگه همچین چیزی حقیقت داشت من وارد کارای کمپانی نمی شدم یکمی بد اخلاقه و رو دنس گیر میده ولی خب من بخاطر علاقه ام به ایدل شدن کارآموزی میکنم
کوک : نمیخوام فکر کنی فضولم ولی واقعا نگرانت شدم ببخشید
آسا : خواهش میکنم درک میکنم
کوک : حالا چی داری مینویسی ؟
آسا : رپ دارم مینویسم برای کامبک جدید 😊
کوک : باشه پس من مزاحمت نمیشم
و از اتاق بیرون رفت
ویو آسا
اینجا بهتر از خونه ی خودمونه خیلی مهربونن و واقعا دوستم دارن بر عکس اون بابای احمقم که مامانم رو فدای قمار کرد
شب شد و قرار بود مامان و بابای کوک برن دیدن خواهر کوک روکا اما کوک هم نمیرفت گفتش که جدیدا افسرده شده یکمی حالش خوب نیست من نمیرم و به نظرم بهتره تو هم نری آسا به خاطر فشار های کمپانیشونه چون اونم مثل تو کاراموزه
آسا : آره میشناسمش هم گروه دبیومه
کوک : چه جالب چون منم تو رو دیده بودم چند بار باهاش اما فکر کردم سو تفاهم مامان بابا یه هفته میرن اونجا میمونن
آسا : اها امم میگم که
کوک : جانم
آسا : اینجا میکروفون داخلی دارید که خیلی سر و صدا هم نکنه احتیاج دارم
کوک : میکروفون داریم و داخلی هم داریم ولی کل این عمارت مال ماست و تا ۲۰۰ متر کنار تر هم هیچ کس و همسایه ای نیست که اذیت بشه خیالت راحت میخوای تمرین کنی ؟
آسا : اره حقیقتش ممنون میشم بهم بدی
کوک : چشم بانو یه دقیقه وایسا
آسا : ممنون 🥰
کوک : خواهش میکنم حالا میتونی اجرا کنی منم ببینم ؟
آسا : بله
خب راستی یادم رفت بگم آسا که میگم یه ایدله از گروه بیبی مانستر فقط میدونم که ممکنه بعضی ها بشناسید چون خودم ایده نداشتم اونو گفتم
کوک بود اومد پیش آسا نشست دید آسا داره رپ مینویسه
آسا گفت بله چیزی میخوای بگی ؟
کوک گفت اره یه چیزی میخواستم بپرسم
آسا : چی ؟
کوک : من در مورد کمپانی وایجی یه چیزایی شنیدم که میگن اگه یه کاری رو اشتباه انجام بدی ببخشید اینو میگم و دور ازجونت ت..جا.وزت میکنن و من وقتی اینو شنیدم نمیدونم که دروغه یا راسته و واقعا نگرانت شدم
آسا: اها پس بخاطر این بود که سر سفره ساکت شدی نه نترس همچین چیزی نیست اینا شایعه است و اصلا اگه همچین چیزی حقیقت داشت من وارد کارای کمپانی نمی شدم یکمی بد اخلاقه و رو دنس گیر میده ولی خب من بخاطر علاقه ام به ایدل شدن کارآموزی میکنم
کوک : نمیخوام فکر کنی فضولم ولی واقعا نگرانت شدم ببخشید
آسا : خواهش میکنم درک میکنم
کوک : حالا چی داری مینویسی ؟
آسا : رپ دارم مینویسم برای کامبک جدید 😊
کوک : باشه پس من مزاحمت نمیشم
و از اتاق بیرون رفت
ویو آسا
اینجا بهتر از خونه ی خودمونه خیلی مهربونن و واقعا دوستم دارن بر عکس اون بابای احمقم که مامانم رو فدای قمار کرد
شب شد و قرار بود مامان و بابای کوک برن دیدن خواهر کوک روکا اما کوک هم نمیرفت گفتش که جدیدا افسرده شده یکمی حالش خوب نیست من نمیرم و به نظرم بهتره تو هم نری آسا به خاطر فشار های کمپانیشونه چون اونم مثل تو کاراموزه
آسا : آره میشناسمش هم گروه دبیومه
کوک : چه جالب چون منم تو رو دیده بودم چند بار باهاش اما فکر کردم سو تفاهم مامان بابا یه هفته میرن اونجا میمونن
آسا : اها امم میگم که
کوک : جانم
آسا : اینجا میکروفون داخلی دارید که خیلی سر و صدا هم نکنه احتیاج دارم
کوک : میکروفون داریم و داخلی هم داریم ولی کل این عمارت مال ماست و تا ۲۰۰ متر کنار تر هم هیچ کس و همسایه ای نیست که اذیت بشه خیالت راحت میخوای تمرین کنی ؟
آسا : اره حقیقتش ممنون میشم بهم بدی
کوک : چشم بانو یه دقیقه وایسا
آسا : ممنون 🥰
کوک : خواهش میکنم حالا میتونی اجرا کنی منم ببینم ؟
آسا : بله
خب راستی یادم رفت بگم آسا که میگم یه ایدله از گروه بیبی مانستر فقط میدونم که ممکنه بعضی ها بشناسید چون خودم ایده نداشتم اونو گفتم
- ۷.۴k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط