عشق پشت صحنه

تهیونگ رفت بیرون
جونگکوک ویو:
وقتی تهیونگ رفت ات هنوز داشت تو بغلم بلند بلند و هق هق کنان گریه میکرد
درحدی منو سفت بغل کرده بود که میتونستم متوجه ضربان قلبش که مثل ساعت می‌کوبید و حس کنم اما من چی؟انقدر عصبی بودم که نتونستم بغلش کنم

ات ویو:وقتی جونگکوکو بغل کردم بغلم نکردم اما وقتی تهیونگ رفت یهو سفت تر از خودم بغلم کرد و منو چسبوند به خودش
+هی گریه نکن من اینجام
-جونگکوکا...اگر تو...تو نمیومدی چیکار میکردم؟(گریه)
+هیس...نینی کوچولو من الان اینجام پیشت تو بغلت گریه نکن
-(گریه)
-(سرشو اورد بالا و لب های جونگوکوک و بوسید)

جونگکوک ویو:
ات لباشو گذاشت رو لبام
اولش خواستم از خودم جداش کنم که یاد حرف دکتر افتادم:
هروقت خودش استقبال کرد به کاری کع باعث هیجانش بشه مشکلی نداره
مث ی گشنه همو میمکیدیم
باورم نمیشه!ات؟
دیدم داره شل میشه
از پاهاش گرفتم و بلندش کردم
اونم ترسید بیوفته و از گردنم گرفت
اما از لبام جدا نمیشد.لبای ات بی نظرین
میتونم تا فردا صب همینقدر تشنه ببوسمش
اما دیدم داره نفس کم میاره
ناخواسته ازش جدا شدم
-همیشه وجودت بهم حس آرامش داده
+گفتم که..تا وقتی من هستم از هیچی نترس
-عاشقتم جونگکوکا
+من بیشتر
-(جونگوکوک و بغل میکنع)
-(دوباره لب های جونگوکوک و میگیره و جونگکوک هم با همون تشنگی قبل لب های ات و میمکه)
جونگکوک ویو:
این دختر همه چیز منه
کوچولوی ریز من
عاشقتم مثل عشق دو بازیگر عاشق توی پشت صحنه!
ات دست هاشو میبره لای موهای پر کلاغی جونگکوک
و بالاخره از هم جدا میشن
-جونگکوکا
+جان دلم جونگکوکا
-تو واقعا دوسم داری؟
+نه کی گفته دوست دارم؟من حاضرم دنیا رو برات آتیش بزنم نینی
-(خنده)
دیدگاه ها (۱)

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

پشت صحنه جادویی پارت چهارم ویو حلمانفهمیدم که پیش تهیونگم و ...

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

جادویی به نام عشق

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

ویو هان :_ات خواهش میکنم می دونم ناراحتی ولی من بیشتر ناراح...

پارت ۹ ببخشید دیر شد

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط