جادویی به نام عشق

تهیونگ لب زد و مشتی توی صورت سوهو فرود اورد و باعث شد سوهو بیهوش بشه
بلافاصله سمت ات دوید کنارش نشست و صورتش رو بین دو دستش گرفت
تهیونگ: عزیزم من برگشتم دورت بگردم گریه نکن ،قربونت برم من اینجا
ات:عوضی .....مگه.....مگه بهت نگفتم مواظب باش آسیب نبینی هان
ات دماغش رو بالا کشید و مشتی توی شکم تهیونگ زد
تهیونگ:اخخ
ات:نکنه...اونجا هم زخمی شده
ات سریع دکمه های لباسش تهیونگ رو باز کرد
تهیونگ: چیزی نیست
ات:چیزی نیست!؟ پس این همه ....بخیه چیه
دوباره دماغش رو بالا کشید
ات:زدی زیر قولت ، دروغگو ....برو اون ور دیگه نمیخام ببینمت
ات با گریه لب زد و از تهیونگ فاصله گرفت
تهیونگ: من غلط کنم زیرِ قولم بزنم… دورت بگردم، مگه می‌تونم چشمای قشنگِ تو رو خیس ببینم و دووم بیارم؟ مهم اینه که تو سالم موندی… بقیش فدای سرت.
ات با هق‌هق نگاهی به زخم‌های بازوی تهیونگ انداخت
ات:دیوونه… اگه اتفاقی برات می‌افتاد من چیکار می‌کردم؟ خفه شو… دیگه هیچی نگو
تهیونگ دیگه طاقت نیاورد؛ دست‌های کشیده‌اش رو دورِ کمرِ ات حلقه کرد و اونو محکم توی آغوشِ خودش کشید،بوسه ای به موهاش زد
تهیونگ: اه نمیدونی بدونه تو چقدر بد گذشت ،بدونه بوسیدن و بو کردن تو داشتم میمیردم
ات:برو اون ور
تهیونگ: نمیرم
همون لحضه در با شتاب بازی شد
کوم:تهیونگ ما مادر سوهو رو دستگیر کردیم مادرت حالش خوبه و شورش خوایده اینجا وضعیت چطوره؟
اما با دیدن سوهو وست اتاق و تهیونگ و ات توی بغل هم هیچی دیگه نگفت و فقط سوهو رو از اتاق بیرون کشید و در رو بست
تهیونگ ریز خندید
ات:کوفت ،داری خونریزی میکنی بعد نشستی اینجا برا من میخندی
تهیونگ سر ات را گرفت و چنتا بوس پشت سر هم روی لباش زد
تهیونگ: عاشقتم
ات چشماش رو ریزی کرد
ات:من گول نمیخورم حالا هرچی میخای تلاش کن
تهیونگ سرش رو پایین برد و بوسه‌ عمیقی رو شروع کرد
بعد از چند مین
تهیونگ: هنوزم گول نخوردی
ات:شاید یکم ولی نه ،پاشو باید بریم پیش طبیب
تهیونگ: باشه
....
ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

چندپارتی جونگ کوک

سناریو تهیونگ

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲7کانگ جون با عجله برگشت داخل.— ر...

Part:42 دوستان چون دیر شرایط رو می‌رسونید من دیر به دیر اینت...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت ۲که یهو شروع کرد به...

ادامه تک پارتی تهیونگبارون توی سئول شدت گرفته بود. تهیونگ دس...

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط