تنها دختر خاندان مافیا p1
بخشید دیر شد ویسگون نمیزاشت بزارم خطا میزد
ویو ا/ت
گوشیم زنگ خورد که از خواب بیدار شدم
رفتم دستشویی و کار های لازم رو کردم
داشتم میرفتم پایین که پام پیچ خورد
و ناله بلندی کردم
و بله دیدم که عموم اینا اومده بودم و اون پسر عمو گاو من هم بود (گاو خودتی )
یهو مامان و بابام اومدن سمتم
(مامان ا/ت رو با [م/ت] و باباش رو با [ب/ت] نشون میدم)
م/ت : دخترم خوبی (نگران )
ب/ت : وای یهو چت شد خوبی؟
ا/ت : واییی اره خوبم فقط یکم پیچ خورد
ب/ت : میخوای بریم بیمارستان
ا/ت : نه نه نمی خواد خوبم
م/ت : باشه دخترم پاشو به عموت اینا سلام کن
ا/ت : اوفف باشه مامان (آروم )
ا/ت : سلام عمو جیهو
عموی ا/ت : سلام دخترم
ا/ت : سلام تهیونگ
تهیونگ : سلام کوچولو
ا/ت : دهنتو ببند من کوچولو نیستم
تهیونگ : باشه حالا وحشی نشو
ا/ت : گگگگگگ(اعداش رو درمیاره)
ا/ت : سلام کوکی
جنگکوک : سلام خره
خب فعلا بمونید تو خماری
خیلی درس دارم باید برم بخونم 👋🏻👋🏻🫀
ویو ا/ت
گوشیم زنگ خورد که از خواب بیدار شدم
رفتم دستشویی و کار های لازم رو کردم
داشتم میرفتم پایین که پام پیچ خورد
و ناله بلندی کردم
و بله دیدم که عموم اینا اومده بودم و اون پسر عمو گاو من هم بود (گاو خودتی )
یهو مامان و بابام اومدن سمتم
(مامان ا/ت رو با [م/ت] و باباش رو با [ب/ت] نشون میدم)
م/ت : دخترم خوبی (نگران )
ب/ت : وای یهو چت شد خوبی؟
ا/ت : واییی اره خوبم فقط یکم پیچ خورد
ب/ت : میخوای بریم بیمارستان
ا/ت : نه نه نمی خواد خوبم
م/ت : باشه دخترم پاشو به عموت اینا سلام کن
ا/ت : اوفف باشه مامان (آروم )
ا/ت : سلام عمو جیهو
عموی ا/ت : سلام دخترم
ا/ت : سلام تهیونگ
تهیونگ : سلام کوچولو
ا/ت : دهنتو ببند من کوچولو نیستم
تهیونگ : باشه حالا وحشی نشو
ا/ت : گگگگگگ(اعداش رو درمیاره)
ا/ت : سلام کوکی
جنگکوک : سلام خره
خب فعلا بمونید تو خماری
خیلی درس دارم باید برم بخونم 👋🏻👋🏻🫀
- ۶.۱k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط