{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لجبازی

لجبازی
P5
ویو سایان:
رفتم بالا تا یونا رو صدا کنم بیاد شام ولی با صحنه ایی ک دیدم چشام ۴ تا شد
س: جییییییییغ یونااااا چیکار کردییییی یونا بیهوش رو تخت افتاده بود رفتم کنارش تکونش دادم ولی اصن فایده ایی نداش
رفتم به کوک زنگ بزنم
خونه جنگلی
ته: خب چی شد
ک: هیچی هنوز ناراحته ازم ولی گف رسیدم یونا هم خوبه
ک یهو گوشی کوک زنگ خود
ک: الوو بیب چ عجب بهم زنگ زدی
س: کوووووووووک یونااااا یونااااا
ک: یا خدا چی شده یونا چییییی
ته ک این حرف کوک و شنید از جاش پرید
ته : یونا چییی چی شدهههه؟؟؟؟
س: نمیدونممم رفتم صداش کنم بیاد شام دیدم بیهوش افتاده هر چی صداش میکنم بیدار نمیشه تروخدا سریع بیاید من ماشین نیاوردممم
ک: اومدیم اومدیم
ته و کوک سریع راه افتادن وقتی رسیدن دیدن سایان داره گریه میکنه
س: هققق اومدییین عررر یوناشییی
ته: کو کجاسسسس
س: بالاس بالا اتاق مهمون
ته با تمام سرعت رف بالا وقتی رسید یونا رو بیهوش و بی جون دید ک کنار تختش چنتا بسته قرص بود فهمید ک یونا قرص خورده خاسته خودکشی کنه
ته : سایااااااااان
س: چیهههه چی شده
ته: تو به یونا قرص دادی
س: چییی قرص نههههه
ک: چی شده قرص خوردههه؟
ته: ارههه اونم زیاااد کوک بدو برو ماشین و روشن کن
کوک رف سایان هم لباس عوض کرد فوری رفتن بيمارستان
همین ک رسیدن یونا رو بردن واسه شست و شوی معده
س: هقققق کوک خوب میشه یوناا؟؟؟
ک: معلومه چاگیی باید خوب بشه این همه آدم منتظرشن🥲
س: تهیونگ اگه بلایی سر اونی بیاد هیچ وقت نمیبخشمت خیلی بدیییی همش تقصیر توعه بد جنسسسسس
ک: اروم باش بیب اروم
ته: گناه من چیه ها؟؟؟( با بغض)
س: هه تازه داری میپرسی کی جلوی جمع بهش سیلی زد هاااا؟؟؟ کی با یه دخترع دیگ حرف میزد هااااا؟؟؟؟
ته: سایان ازت خاهش میکنم بس کن( با داد و بغض)
س:🥺😭کوک سایان و بغلش کرد
ک: اروم باش چاگی


یک ساعت بعد دکتر اومد
همه رفتن طرف دکتر
ته: چی شده حال همسرم چطوره ؟؟؟؟؟
س: چی شدههه خوبهههه ؟؟؟
د: بله ، خطر رفع شد تعداد زیادی قرص خورده بودن
ولی متاسفانه...........
ها ها خماری پارت بعدییی نوشتم لایک کنید
دیدگاه ها (۰)

لجبازیP6د: بله خطر رفع شد تعداد خیلی زیادی قرص خورده بودند و...

لجبازیP7رفتیم داخل یونا خیلی عجیب بهمون نگا کرد و گفی: ببخشی...

لجبازی P4چرخوندیم افتاد به سایان و تهته: نونا بپرسس: خب اهم ...

لجبازی P3ویو سایان داشتیم حرف میزدیم با یونا ک یهو دیدم کوک ...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

part 6ته : پس من یکی رو میفرستم که سرنخ هایی جمع کنهکوک : با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط