last part

پرش به جنگل
ات: اخیش ابش خیلی خنکه
ته: دوس داری
ات: عاشقشم
ته: ترافل یا نوتلا
ات: نوتلاااااااا
ته: خوب یواش
پرش به ۲ ساعت بعد
ات: اخیش بریم قدم بزنیم
ته: اوم بریم
وسو ته
داشتیم قدم میزدیم که ناگهان صدای شلیک اومد دیدم ات دستمو ول کرد و افتاد زمین دیدم به شکمش تیر خورده
ته: اتتتتتتتتت ای بنگ چان عوضی
ات: اخ ت ت ته ب بچم
پرش بیمارستان
ته:: دکتر دکتر حال همسرم چطوره
دکتر: متاسفم آقای کیم بچه رو از دست دادیم غم اخرتون باشه
ته: م م ممنون












the end
ات یه مدت خیلی ناراحت بود ولی دوباره باردار شد و خیلی خوشحال شدن
و فهمیدن زندگی فقط ناراحتی نیست و باید امیدی به زندگی باشه و ه امید باشه زندگیت بهتر از قبل میشه......






شرط:
like: 40
kament: ۴۵



امید وارم شرط هلرو برسونید که بریم فیک جدید⛔
دیدگاه ها (۲۹)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۴ | اولین تمرین ت...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

My Boy❄

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

لارا:من برم دیگهکوک:خجالتم خوب چیزیع ته: باور کن ت ......کوک...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط