تکپارتی درخواستی

تکپارتی درخواستی
#نیکی
وقتی برادرته با لباس باز میخای بری بار
•
•
همون طور که کیفت رو برداشتی خواستی به سمت در خروجی خونه بری که با شنیدن صدای نیکی تعجب کردی
نیکی: ا. ت کجا میری
ا. ت: هیچی دارم میرم بیرون
نیکی: عام اینجوری؟
ا. ت: خب مگه چیه
نیکی: چش نیس
ا. ت: هی اوپا من الان واقعا حوصله ندارم خب پس من میرم
ا. ت خواست بره که نیکی دستش رو گرفت
نیکی: هی کجا خانم کوچولو فک کردی میزارم اینجوری بری مامان گفت من مراقب باشم
ا. ت: خب میتونی به مامان چیزی نگی مگه نه اوپا؟
دوباره دستت رو از تویه دست نیکی کشیدی بیرون خواستی بری بیرون که یهو اومد جلوت و دست به سینه روبه روت وایساد
ا. ت: چیکار میکنی
نیکی: خب حالا میخوای کجا بری؟
ا. ت: یه جا
نیکی: واقعا که به داداشت نمیگیی
ا. ت: باشه باشه دارم میرم بار
نیکی: نظرت چیه بجاش خونه بمونی
ا. ت: نظرم منفیه
نیکی: خب نظرت مهم نیس به هرحال نمیزارم بری مگر اینکه دیونه شده باشم
ا. ت: اومم اوپا لطفا
نیکی: نه
ا. ت: خب باشه بمونم چیکار کنیم؟
نیکی: نمیدونم بیا بازی کنیم مامان دیر میاد
و اینطوری بود که ا. ت نیکی با شلوار پلنگ صورتی نشستن باهم پلی استیشن بازی کردن(جوری که هیچ ایده ای واسه نوشتن ندارم)
~~~~~~~
دیدگاه ها (۳)

سناریو سو پارت اول

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

سناریو بونتن پارت ۷

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو باچیرا پارت ۱

سناریو خط قرمز پارت اخر

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط