دلم برای کودکیم تنگ شده....
دلم برای کودکیم تنگ شده....
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم
همه آدم ها را دوست داشتم
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم
و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم
مادرم که می رفت به این فکر بودم
که مثل مادر "هاچ" گم نشود
دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم
از نجاری ها که می گذشتم گوشه
چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا.... تنگ شده
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست
من ول شدو او رفت
@harfahyedel
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم
همه آدم ها را دوست داشتم
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم
و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم
مادرم که می رفت به این فکر بودم
که مثل مادر "هاچ" گم نشود
دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم
از نجاری ها که می گذشتم گوشه
چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا.... تنگ شده
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست
من ول شدو او رفت
@harfahyedel
- ۲.۳k
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط