Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

قرارداد خون
پارت ۱۶

ویو ات (خونه‌ی تهیونگ، شب، بعد از مکالمه‌ی تلفنی)

گوشی رو گذاشتم کنار. دستام هنوز میلرزید. نه از سرما، از حسی که نمیتونستم اسمش رو بذارم.
تهیونگ، اون ورِ میز، با نگاهِ سردش بهم خیره شده بود. منتظر بود که چیزی بگم.
ولی من، فقط به لیوانِ چاییِ سردم نگاه کردم و هیچی نگفتم.

«ات… کی بود؟»

با صدایی که سعی کردم نلرزه، گفتم: «هیچکس… اشتباه گرفتن.»

تهیونگ بلند شد و با قدم‌هایِ سنگین، اومد کنارم. با انگشت، چونه‌ام رو گرفت و صورتم رو بالا برد.
«ات… تو، هیچوقت بلد نبودی دروغ بگی…»

نگاهش کردم. میخواستم چیزی بگم، ولی کلمات، توی گلویم گیر کرده بودن.
چون میدونستم که اگه یه کلمه بگم، همه‌چیز خراب میشه.

---

ویو جونگکوک (خونه‌ی خودش، همون شب)

توی اتاقِ تاریکم نشسته بودم و به گوشی نگاه میکردم. به اون پیامی که چند ساعت پیش، برام اومده بود:
«جونگکوک… وقتشه.»

با خودم گفتم: «اگه این کار رو بکنم، ات، دیگه هیچوقت به چشمِ یه آدمِ عادی، بهم نگاه نمیکنه…»

ولی میدونستم که چاره‌ای ندارم.
پدرخوانده، بهم یاد داده بود که توی این دنیا، یا تو میزنی، یا میخوری.
و من، نمیخواستم که بخورم.

ادامه دارد...♤♡◇♧
عاشقتونم...😍۳۰ تایی شدیم🤩...ممنون...بازم حمایت کنید!
دارم رمان های جدید و باحال مینویسم...بعد قرارداد خون میزارم...
نظرسنجیه!اونجا نظر بدین و رای بدین که کدوم رمان رو اول بزارم...!
دیدگاه ها (۰)

Destiny part 21

پارت .چهار . ای لاو یو جی کی «پنج روز بعد»«ات ویو»توی این پن...

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

ازدواج اجباری

bts

سرنوشت پارت (۱۲)

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

My_idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط