{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببین...بیا یه کاری کنیم

ببین...بیا یه کاری کنیم
مثلا من دوباره بهت این عکسو نشون بدم،توام دوباره بگو(اِ...حالا فهمیدم کجا دیده بودمت...پس از بچگی کارگر مک دونالد بودی) ولی من دیگه نگم ک (بامزه! رو کلاهه H نوشته..نه M)
مثلا دوباره بگو(دلم گرفته پاشو بریم پاساژ ونک لباس عروس پرو کن بخندیم) ولی من دیگه نگم(بابا من بیبی فیسم مث اون دفعه میفهمن میندازنمون بیرون)
مثلا بیا دوباره سیگار بده دستم ولی من اندفعه از فیلترش روشن نکنم
مثلا بیا دوباره بریم بام و بپرس(به نظرت الان تو طبقه ی ١٢ اون ساختمون بلنده چی داره میگذره!؟) ولی من نگم ک(دختره حاملس داره گریه میکنه،پسره پشت لپ تاپه،مادره داره سفره ی اباالفضل فردا رو هماهنگ میکنه،پدره تو اسنپ چته)
مثلا بیا دوباره کنار حوضای پارک دانشجو راه بریم و موبایلتو به بهونه ی چک کردن ازت بگیرم ولی بعدش دیگه هلت ندم تو آب
مثلا بیا دوباره رو چمنای کنار اتوبان رسالت دراز بکشیم و بگی(اتاقمونو مشکی میکنم بعدم با نئون رو دیواراش اسممونو مینویسم) ولی من دیگه نگم که (صورتی بهتر نیس!؟)
مثلا بیا دوباره برام کفش پاشنه بلند قرمز بگیر با همون پیرهنه که دور گردن بسته میشد ولی من دیگه نگم ک (آخه من و چه ب پاشنه بلند)
مثلا بیا دوباره...
ببین من دیوونم درست...ولی مگه توام دیوونه نبودی!؟
مگه توام سه ساعت سر اینکه اُتوبوس درسته یا اوتوبوس با من بحث نکردی!؟
چرا عاقل شدی!؟
مثلا بیا دوباره دیوونه شو...
مثلا بیا دوباره برگرد...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳

رمان تو خود منی

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

فیک تهیونگ

خنده ی ممنوعه.

رمان دخت من

وقتی هم دانشگاهی بودید و Part:⁴حتی فکرشم بهم حالت تهو دست م...

من برگشتممممممپارت یکیوری: کوک یه لحظه گوش بده به جای اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط