{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی درخواستی✨

چندپارتی درخواستی✨

p1

نامجون: ماریلاااااا دخترم

ماریلا: جانم بابایی؟

نامجون: بیا اینجا

ماریلا: اومدم چشم

نامجون: خب... دخترم بشین

ماریلا: چشم

نامجون: ببین... تو دیگه 17 سالته... بچه ی کوچیک نیستی... تو دیگه داری میری دانشگاه(بچه ها ماریلا شیش ماه اولی هست پس قبل 18 سالگی رفت دانشگاه)

ماریلا: خب؟

نامجون: ببین... امکان داره مسخرت کنن.. ولی... توجه نکن اوکی؟؟؟

ماریلا: چشم پدر

ماریلا ویو

من از بچگیم دو زبانه بودم چون دورگه بودم بابام میگفت مادرت ایرانی بوده ولی من مامانم رو ندیدم چون دوماهم بود فوت شد... به هر حال... تو مدرسه بخواطر دورگه بودنم مسخرم میکردن... منم عادت کردم.... و فردا روز اول دانشگاه.. امیدوارم دردسر بلند نکنم...

پایان ویو

فردا صبح زود

نامجون: ماریلا دختر پاشو باید بریم دانشگاهههههههههه


ماریلا: فقط پنج دقیقه بخوابممم اوپاااااا

نامجون: نخیر... بدو بدو بدو پاشو

ماریلا: نمیخوامممم

نامجون: بخواااااا

ماریلا: نهههه

نامجون: ارهههه

ماریلا: باشه تسلیمم...

نامجون: افرین بلند شو

ماریلا: واقعا بدم میادددددد از مدرسهههه

نامجون: منظورت دانشگاهه

ماریلا: چه فرقی داره هردو زندان هستن دیگهههه

نامجون: واقعا که... پاشو دیر میشه

ماریلا: چشمممممممممممم


ادامه دارد...

🎯20لایک
🎯10کامنت
🎯6بازنشر
دیدگاه ها (۱۸)

#عشق در نگاه او part 6در که باز شد دوتا مرد هیکلی وارد شدن ب...

پارت ۵ ویو ا.ت نامجون : چرا بهم دروغ گفتی ؟چیزی نگفتم فقط سر...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۳پرش زمانی به ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

پارت چهاردهم《Custom kiss》 +وای نکنه ش...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇19ویو هویج:_ دایی... تو از ات خوشت م...

پری کوچولوی من پارت ۳ته: اوهوم بعدم بیا کلا همه چیزو واسم تع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط