عشق همراه با خشونت p7

عشق همراه با خشونت p7

از زبان ا/ت
رفتم پایین تهیونگ مست بود رفتم تو آشپزخونه
یه لیوان آب داشتم میخوردم که یهو تهیونگ
پشت سرم ظاهر شد نزدیکم شد جوری که فاصله
فیسش (صورتش) با من یک سانتی متر بود

از زبان تهیونگ
داشتم شات میزدم که یهو سویونگ (اکس تهیونگ
که اونو با ا/ت اشتباه گرفت) از پله ها اومد پایین
نمیتونستم تشخیص بدم اون سویونگ یا ا/ت خب
مست بودم رفتم سمتش داشت آب می‌خورد رفتم
سمتش که برگشت تو فاصله ام را باهاش کم کردم
~بیبی اینجا چیکار میکنی؟ (س*ک*س*ی و خمار)
+چرا اینجوری صدام میکنی بلد نیست بگو بهت یاد بدم
~خب اگه دوست نداری اصلا مامی چطوره
+😐...
~سکوت علامت رضایت است.... مامی..

از زبان ا/ت
اوفففف خیلی رو مخ بود اما وللش اون مست بود
+خب خب برو کنار میخوام رد شم
دیدم داره قدم زنان بهم نزدیک میشه مجبور بودم
به عقب برم تا جایی که به دیوار برخورد کردم
دوتا دستاشو چپ و راست صورتم چسبوند به دیوار
~مامی من طاقت این قدر دوری را ندارم (زیادی سکسی)
+امم......
اومد جلو و لباشو گذاشت رو لبم خیلی سخت میمکید
که دستاشو دور کمرم حلقه کرد منو به سمت جلو برد
و خودش داشت میرفت عقب هر کاری کردم ولم کنه
نکرد از یه طرف بهم مزه هم میداد خیلی خوب بود
چون خوب منم خیلی دوستش دارم گذاشتم کارشو
بکنه رفتیم جلو و یهو بغلم کرد و لباشو ازم جدا کرد
و منو گذاشت رو میز
~تند تند نفس میزنی چیه تحریک شدی؟ (لحن سکسی)
+اصلا
~معلومه
رفت سراغ گردنم کیس مارک های وحشتناکی میزد و
منم فقط ناله میکردم که پا هامو دور کمرش حلقه
کردم همچنین دست هامو دور گردنش از گردنم دل
کند و دوباره رفت سراغ لبام رانمو گرفت و رفتیم
به اتاق اون نشست رو تخت تو اون مدل بغل کردن
وقتی نشست من رو پاهاش بودم تحریک شدم و
لباسشو در آوردم سیسپک ها عالی بو اوفف و به
بوسیدن ادامه دادیم.........

..... ادامه دارد.......

بچه ها بقیش اسماته طرض فکر با شما 🖤🖤🖇️🖇️
ببخشید کم بود 🥺🖤
°°°°°°مایل به حمایت؟ 🦇👻°°°°°°
دیدگاه ها (۱)

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

تک پارتی کاراسو

My Boy❄

سناریو ناگی پارت ۱

پارت ۴ (سرنوشت)

/عشق فراموش شده/{p6} ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط