#

#
باید پذیرفت آه، او دیگر نمی آید 
این ماجرای دردناکم، سر نمی آید
.
حسی ندارم بعد از او دیگر به آدمها 
عمریست از اعماق قلبم در نمی آید
.
با گریه های سجده هایم بر نمی گردد 
حتی خدا هم از پس او برنمی آید
.
دیگر لباس خواب ساتن را نمی خواهم 
حالا که مرد قصه در بستر نمی آید !
.
حافظ شهادت داد با فعلِ " نخواهد شد "
افسوس که فالی از این بهتر نمی آید !!
.
#صنم_نافع
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

باید پذیرفت آه، او دیگر نمی آیداین ماجرای دردناکم، سر نمی آی...

....

چگونه ادعای بندگی کنم در حالی که خود می دانم عبد تو نبودم و ...

#ای_شب_از_رویا‌ی_تو_رنگین_شدهسینه از عطر تواَم سنگین شدهای ب...

۞خدایا چگونه سر بالا بگیرم و به درگاهت بیایم و بگویم: الهی ا...

رمان شینیگامی پارت دوم

حال من بد نیستحال من بد نیست غم کم می خورم ... کم که نه! هر...

فال امروز دوشنبه 21 اردیبهشت 94 دوشنبه 11 می 2015فال حافظفرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط