پارت ۷

پارت ۷

《 فیک اسمات مدرسه ای 》

سوار ماشین شدیم به سمت خونه رفتیم
تهیونگ روی مبل لم داد
تهیونگ : واااای پسره چقدر خستم
جین : با یه دختر رفتن به رستوارن معلومه ادمو خسته میکنه 'خنده'
تهیونگ : یااااا هیونگ
نامجون : مگه دورغ میگه ؟ 'خنده' اینجوری که تو . توی دانشگاه رفتار کردی همه فک کردن باهام قرار میزارید
تهیونگ : اوه . یادم رفت شمارشو بگیرم
هوپی : انگار خیلی زود داره اثرات عشق پیدایش میشه 'خنده'
تهیونگ : هر جور میخواین فکر کنین
کوک : یعنی جلوتر هم بریم 'خنده'
تهیونگ : یاااااا انقدر تند نرو وایسا باهم بریم انقدر زود وارد عمل نشین 'خنده'
کوک : 'خنده' باشه باشه هیونگ
تهیونگ : خوب بسه دیگه چرت پرت هاتون رو برای خودتون داشته باشید من رفتم تو اتاقم
جیمین : اره اره برو تو اتاقت 'خنده شیطانی '
تهیونگ : امیدوارم شفا پیدا کنید
و داخل اتاقش شد در رو پشت سرش قفل کرد روی تخت عسلی رنگش لم داد
تهیونگ : هعی امیدوارم این حس یه وقت خراب کاری نکنه

پایان پارت ۷
میدونم کمه
پارت های کوتاه اپ میکنم
دیدگاه ها (۸)

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت اخر۲ سال بعد امشب کریسمسه جونگکوک: تهیونگ برام هدیه خری...

شاگرد لوس من

پارت ۴۷

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

به زیباییه مشکی

part1

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

#معشوقه_آلفا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط