السلام علیک یا زینب الکبری

شام غریبان؛ روایت تنهایی پس از یک‌داغ بزرگ🖤
عاشورا با همه‌ی تلخی‌هایش به پایان رسید. اما برای بازماندگان کربلا، سخت‌ترین لحظه شاید غروب آن‌روز بود. وقتی هیاهوی میدان خاموش شد، وقتی خیمه‌ها سوختند، وقتی کودکان در میان تاریکی و اضطراب به دنبال آشنایی می‌گشتند، و وقتی زینب(س) باید بار سنگین یک‌کاروان داغ‌دیده را به دوش می‌کشید.
شام غریبان فقط یادآور یک‌مصیبت تاریخی نیست. یادآور لحظه‌هایی است که انسان در اوج اندوه، باز هم باید ادامه بدهد.
گاهی زندگی همه‌چیز را در یک‌روز از ما می‌گیرد؛ اما همان‌جا، در دل تاریکی، قدرتی برای ادامه دادن متولد می‌شود. شام غریبان به ما یادآوری می‌کند که حتی پس از بزرگ‌ترین داغ‌ها، چراغ امید و ایمان می‌تواند روشن بماند.
#ماه_محرم
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,, 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐~ناگهان دینگ دینگ ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

پارت ۲۵ — چیزی که دیگر فقط بین خودشان نبودبعد از آن روز، حرف...

چند روز بعد، همه‌چیز کاملاً عادی به نظر می‌رسید.تا اینکه یک ...

برانکو: مجبورتان کردیم به پرسپولیس احترام بگذارید

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت هجدهمصبح روز بعد، یونا کنار پنجر...

ᴘᴀʀᴛ ۳۲ | یه تشکر سادهبعد از اتفاق پارک...چند روز گذشت.آرا ه...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط