فیک (✨scre am, No sound✨)

فیک (✨scre am, No sound✨)
PART : 1
@elisa_e_deela
جزئیات در پیج هست برید ببینید تا متوجه بشید  چه کسی چند سال داره و اسمش چیه و فلان 🙃

علامت هیدوی +
علامت سیدنی =

صدای زنگ گوشی📱 ( دینگ دینگ ، دینگ دینگ )
+الو
=سلام خوبی
+خوبم مرسی تو خوبی چه خبر
= منم خوبم هیچی گفتم امروز بریم کافه
+باشه ، چه ساعتی ؟
= 19:30خوبه ؟
+آره خوبه
=باشه من برم دیگه بای
+خدافظ
(تیپ هیدوی و سیدنی رو میزارم براتون)

1 ساعت بعد : *19:30*
هیدوی : رفتم نشستم تو کافه تا سیدنی بیاد .
دو تا چالش تیک تاک رفتم که سیدنی اومد و دوتا آمریکانو سفارش دادیم .
+یکم حرف زدیم که یادم اوفتاد فردا کلاس دارم به سیدنی گفتم و کم کم رفتم .
=هیدوی رفت خونه چون فردا کلاس داشت و مهم بود .
+ جلوی در یدونه پیشی دیدم خیلی گرسنه به نظر میومد . باید یه فروشگاه اون دور و برا پیدا میکردم و براش سوسیس بگیرم .

=صدای پیامک گوشی سیدنی ( دین ، دین 📱 )
علامت غریبه ~
~ بیا بالا پشته بوم .
=شما ؟
~ اخرین نفری که موقع مرگت میبینیش !
= چی میگی روا.نی ! چی ازم میخوای !!؟
~ انتقام ، لذت !
= انتقام ؟ چه انتقامی ؟؟! معنی لذت رو نمیفهمم ! تویه روانی ای !!
~ بیا پشته بوم توضیح میدم...

= رفتم بالا پشته بوم ، درو که باز کردم روبه روم یه ادم دیدم که سرتاپا سیاه پوشیده بود.
= هی ( بلتد و اخمو ) معنی اون کلمه هات چیه !!
~ از کدوم شروع کنم؟
انتقام ؟ لذت ؟
شاید من لذت میبرم قربانیمو میکشم !
انتقام ؟ میدونی معلم فلان درس چرا مرد ؟! چون نمرمو ۹ و نیم کرد !!
= تو معلمو کشتی عوضی
~ توهم میمیری چون به دوستم توهین کردی اونم جلوی همه منم انتقامشو میگیرم .. .
= داشت میومد جلو نمیدونستم چیکار کنم رفتم اونور تر
~ نمیتونی از دستم فرار کنی !
= دوییدم و جیغ زدم گفتم کمک اما انگار دیر شده بود !! چاقو رو فرو کرد تو شکمم اونم ۲ بار ... ( سیاهی مطلق )
( قاتل سیدنی رو از پشته بوم پرت کرد و رفت )

علامت هیدوی+
علامت مردم %

+ داشتم به گربه غذا میدادم که صدای جیغ اومد و سریع قطع شد و بعدش صدای خوردن یه چیزی
به زمین شنیدم .
% خانم ، یکی زنگ بزنه اورژانش
+ رفتم سمت صدا مردم همه جمع شده بودن ، از بین مردم رد شدم که دیدم سیدنی افتاده رو زمین و غرق خونه . نمیدونستم باید چیکار کنم
+ سیدنی ( یکم اروم )
+ سیدنی ×۳ ( جیغ ) * سیاهی مطلق *
.....
بدون شرط تا پارت ۳
دیدگاه ها (۴)

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

P³⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

From hate to lovePart:6وقتی رسیدم دقیقا ساعت هشت بودکه لیا ر...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:13(ویو یونسو)تو دانشگاه بودم ...

ادامه پارت (۱۴)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۵🦋)✥(ویو لوین کاترین)خوابم نمیومد...حتی یه ذر...

پارت۵

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1ساعت ۶ عصر بود، طبق معمول بعد دانشگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط