{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید این فاصله ها با تو به پایان برسد

باید این فاصله ها با تو به پایان برسد
تا که این بغض فرو خفته به باران برسد

غافل از حال دلت بودم و‌ دلتنگ شدی
گله ای نیست اگر عشق به تاوان برسد

بی گمان حادثه ای تلخ تر از رفتن نیست
اندکی باش که این درد به درمان برسد

می کشیدم همه جا ناز دل تنگت را
تا قدمهای دلم باز به تهران برسد

باز هم طعم دو سیب و عطش سرخ لبت
خاطرات من و تو کاش به قلیان برسد

من و خودکار و کمی فکر و خیالت کافیست
حال یک شاعر دلتنگ به بحران برسد

اینکه با دست خودت عامل دردت باشی
مثل دردی است که یکباره به دندان برسد

بی تو حال غزلم سخت پریشان شده است
یک قدم مانده که تب کرده به هذیان برسد

“بی خبر در بزن و سرزده از راه برس”
تا در آغوش تو این عشق به سامان برسد

#سید_احمد_حسینیان
دیدگاه ها (۱)

انتقام در لباس عشق:)پارت 2(ویو چه‌وون)(زمان حال) از صبح توی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۸_با اینکه اولین نی...

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

نازنینا بی‌تو بودن ها برایم خوب نیستزندگی بی‌بوسه برلبهای تو...

مدَّتی هست که از دست خودم بیزارممثل ابری که دلش تنگ شده می‌ب...

هرچه می گویم من از این عشق؛ تکراریست، نه؟حرفِ تکراری زدن؛ یک...

دخترم! بند دلم غمگینم!شیشه عمر غبار آگینم!جوجه گم شده در توف...

توی آغوش تو هر ثانیه جا می خواهممثل یک آدم بی عقل تو را می خ...

توی آغوش تو هر ثانیه جا می خواهممثل یک آدم بی عقل تو را می خ...

توی آغوش تو هر ثانیه جا می خواهممثل یک آدم بی عقل تو را می خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط