{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.
حلاج برسفره آنها نشست و چند لقمه بردهان برد.
جذامیان گفتند: دیگران بر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند،
حلاج گفت؛ آنهاروزه اند و برخاست.
غروب هنگام افطار حلاج گفت: خدایا روزه مرا قبول بفرما.
شاگردان گفتند: استاد ما دیدیم که تو روزه شکستی.
حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم, اما دل نشکستیم.."
...
''آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم''
دیدگاه ها (۱)

ﺯﻥ ﻛﻪ ﺑﺎﺷﻲ :ﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻧﻲ ﻣﻮﻗﻊ ﻏﻤﺖ ﺑﻪ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﺑﺮﻭﻱ !ﺳﻴﮕﺎﺭﻱ ﺁﺗﺶ ﺑﺰﻧ...

نیاباران زمین جای قشنگی نیست من ازجنس زمینم خوب میدانم که گل...

زندگی فرصت نیست ، تجربه ایست تا بدانیم حقیقت نیستیم ، خاطره ...

نازنینم !زاده سرزمینم !اگر می توانی در لابلای آهنگ غمگین زند...

مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از شـهـر جـذامـیـان ...

𝐃𝐀𝐑𝐈𝐔𝐒𝐇 𝐄𝐆𝐇𝐁𝐀𝐋𝐈 🤍👑مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از...

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج برسفر...

"حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتا...

واقعا زیباااااااااااست این داستان ......جذامیان به نهار مشغو...

واقعا زیباااااااااااست این داستان ......جذامیان به نهار مشغو...

حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیاماز کوی جذامیان گذرافتاد....

متن پست رو بخونید کوتاهه:)منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کو...

این متن فوق العاده زیباست :منصور حلاج را درظهر ماه صیام از ک...

منصور حلاج را در ظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذر افتاد. جذام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط