{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام

حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام
از کوی جذامیان گذرافتاد.
جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.
حلاج برسفره آنها نشست و چند لقمه بردهان برد.
جذامیان گفتند: دیگران بر سفره ما نمی نشینند
و از ما می ترسند،
حلاج گفت؛ آنهاروزه اند و برخاست.
غروب هنگام افطار حلاج گفت:
خدایا روزه مرا قبول بفرما.

شاگردان گفتند: استاد ما دیدیم که تو روزه شکستی. 
حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم
روزه شکستیم اما دل نشکستیم


''آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم''
دیدگاه ها (۴)

یادَم نیست بَچـه بودَم چه آرِزوهایی داشتَـم ...اَما یادَمه ...

حتما بخونید واقعا قشنگه *****زیباترین متنی که خوندم***** ، ﻣ...

التماس دعا.

توصیه های یک روانشناس به خانمها: وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ...

مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از شـهـر جـذامـیـان ...

𝐃𝐀𝐑𝐈𝐔𝐒𝐇 𝐄𝐆𝐇𝐁𝐀𝐋𝐈 🤍👑مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از...

"حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتا...

متن پست رو بخونید کوتاهه:)منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کو...

این متن فوق العاده زیباست :منصور حلاج را درظهر ماه صیام از ک...

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج برسفر...

منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتاد.جذامیان...

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج برسفر...

واقعا زیباااااااااااست این داستان ......جذامیان به نهار مشغو...

واقعا زیباااااااااااست این داستان ......جذامیان به نهار مشغو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط