{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این متن فوق العاده زیباست :

این متن فوق العاده زیباست :
منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتاد.
جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.
حلاج برسفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد.
جذامیان گفتند: دیگران بر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند.
حلاج گفت، آنها روزه اند و برخاست.
غروب هنگام افطار حلاج گفت: خدایا روزه مرا قبول بفرما.
شاگردان گفتند: ما دیدیم که تو روزه شکستی.
حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم.
روزه شکستیم، اما دل نشکستیم..

"آن شب که دلی بود، به میخانه نشستیم
آن توبه صدساله، به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم، ولی دل نشکستیم"
دیدگاه ها (۲۶)

یک پیرزن دو کوزه ی آب داشت که آنهارا آویزان بر یک تیرک چوبی ...

: دختر کوچولو به مهمان گفت :" میخوای عروسکامو بیارم ببینی ؟!...

مناجات شهید مصطفی چمران:خدایا...از بد کردن آدمهایت شکایت داش...

تهمینه میلانیلطفا تا آخر بخونید.....ته پیازو رنده رو پرت کرد...

مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از شـهـر جـذامـیـان ...

𝐃𝐀𝐑𝐈𝐔𝐒𝐇 𝐄𝐆𝐇𝐁𝐀𝐋𝐈 🤍👑مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از...

"حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتا...

حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیاماز کوی جذامیان گذرافتاد....

منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتاد.جذامیان...

متن پست رو بخونید کوتاهه:)منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کو...

منصور حلاج را در ظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذر افتاد. جذام...

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج برسفر...

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج برسفر...

ماه رمضان بود و منصور حلاج از شهر جذامیان رد میشد.جذامیان به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط