هَمیشِ جَمبِ وآقِعی بودَن مَسَلِ تو اینجور مَوآقِع خِی

هَمیشِ جَمبِ وآقِعی بودَن مَسَلِ تو اینجور مَوآقِع خِیــلی پآیینِ [: مِه ، دَرّه ، سیآه ُ سِفید ...[: بِبین ، بِشنو اَمآ ؛ بآوَر نَکُن [:
#هِه ! #شُدی #شَبیهِ _مَردُمِت #بِبین_تو_رویآ_هَمیشِ _حَقیقَت_گُمِ [: تِکست موزیک [ کُپی ]
دیدگاه ها (۲)

همسر پادشاه مین

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️ریگیلوس به انتهای راهرو اشاره کرد.«اونجا ر...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

نامجونا باور کنم ۳۲ سالت شد ؟ نامجون تو فقط لیدر گروه نبودی ...

وقتی همسرت و استادت بود🩵پارت ۲حس کردم پاهام خالی شد و بعدش د...

KIM V

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p2 اخراینکه اون دون...

دلش می‌خواست لباسا و همونجا پاره کنه و آتیش بزنه و دور بریزه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط