وقتی وکیل اکست شدی..
𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟷𝟹
ویو ا/ت
وقتی صدای شلیک گلوله اومد قلبم اومد تو دهنم چشمامو محکم بستم.. هیچ دردی حس نکردم پس یعنی بهم شلیک نکرد.. اروم چشمامو باز کردم
ا/ت: (جیغ)
ال..کس وسط مغزش تیر خورده بود افتاده بود زمین. سرمو اوردم بالا دیدم همون مردی بود که به الکس گفت ادماش غیب شدن
. : اروم باش من پلیسم
دیدم مامورای پلیس اومدن تو شروع کردن گشتن. دیدم یکی بلند صدام کرد برگشتم سمت صدا.. دیدم تهیونگه.
تهیونگ: ا/ت(خوشحال)
ا/ت: ته(ذوق)
دوییدیم سمت هم پریدم تو بغلش. سفت همو بغل کردیم. چند دقیقه بعد از بغلش اومدم بیرون
تهیونگ: چقدر دلم برات تنگ شده بود نمیدونی وقتی نبودی بهم چی گذشت
ا/ت: همه چی تموم شد
تهیونگ: اره، خیلی خوشحالم که سالمی
ا/ت: چجوری فهمیدی من اینجام اخه سوفیا بهم گفت الکس نقشه کشیده بوده که تو فکر کنی من مردم
تهیونگ: من بعد اینکه بهم گفتن مردی حالم اصلا خوب نبود شده بودم مثل مرده ی متحرک صبح وقتی از سر قبری که گفته بودن مال توعه میرفتم خونه سوفیا بهم پیام داد همه چیو تعریف کرد گفت که امروز با پلیس بیایم اینجا
ا/ت: طفلکی سوفیا الکس عوضی کشتش
تهیونگ: الان خودشم دیگه زنده نیست
ا/ت: راستی بابای الکس اونم تو این بازی دست داشته
تهیونگ: اره قبل اینکه بیایم اینجا اونو دستگیر کردن
ا/ت: خداروشکر
ته اومد نزدیک شد بهم، سرمو ناز کرد
تهیونگ: دیگه تموم شد الان کنار همیم
ا/ت: بخشیدی منو؟
تهیونگ: کاری نکرده بودی که بخوام ببخشم.. تو برای من اون کارو کردی
ا/ت: مرسی که برگشتی پیشم (همو بغل کردن)
(۲ماه بعد، ساحل)
ا/ت: ع اذیت نکن دیگه اون بستنی منه
تهیونگ: نمیدمش اخه منم میخوام
ا/ت: اصلا قهرم
دست به سینه شدم رومو کردم اونور که مثلا قهر کردم. صدام کرد برگشتم سمتش.
ا/ت: عشقم..(ذوق)
دیدم ته زانو زده یه حلقه خیلی خوشگل سمتم گرفته
تهیونگ: پرنسسم قبول میکنی خانم من بشی زندگیم بشی عمرم بشی
ا/ت: بله قبول میکنم(لبخند)
حلقه رو انداخت دستم، بلند شد منو کشید بغلش لبشو گذاشت رو لبم بوسید.
ا/ت: دوست دارم
تهیونگ: من بیشتر زندگیم
☆پایان☆
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
ویو ا/ت
وقتی صدای شلیک گلوله اومد قلبم اومد تو دهنم چشمامو محکم بستم.. هیچ دردی حس نکردم پس یعنی بهم شلیک نکرد.. اروم چشمامو باز کردم
ا/ت: (جیغ)
ال..کس وسط مغزش تیر خورده بود افتاده بود زمین. سرمو اوردم بالا دیدم همون مردی بود که به الکس گفت ادماش غیب شدن
. : اروم باش من پلیسم
دیدم مامورای پلیس اومدن تو شروع کردن گشتن. دیدم یکی بلند صدام کرد برگشتم سمت صدا.. دیدم تهیونگه.
تهیونگ: ا/ت(خوشحال)
ا/ت: ته(ذوق)
دوییدیم سمت هم پریدم تو بغلش. سفت همو بغل کردیم. چند دقیقه بعد از بغلش اومدم بیرون
تهیونگ: چقدر دلم برات تنگ شده بود نمیدونی وقتی نبودی بهم چی گذشت
ا/ت: همه چی تموم شد
تهیونگ: اره، خیلی خوشحالم که سالمی
ا/ت: چجوری فهمیدی من اینجام اخه سوفیا بهم گفت الکس نقشه کشیده بوده که تو فکر کنی من مردم
تهیونگ: من بعد اینکه بهم گفتن مردی حالم اصلا خوب نبود شده بودم مثل مرده ی متحرک صبح وقتی از سر قبری که گفته بودن مال توعه میرفتم خونه سوفیا بهم پیام داد همه چیو تعریف کرد گفت که امروز با پلیس بیایم اینجا
ا/ت: طفلکی سوفیا الکس عوضی کشتش
تهیونگ: الان خودشم دیگه زنده نیست
ا/ت: راستی بابای الکس اونم تو این بازی دست داشته
تهیونگ: اره قبل اینکه بیایم اینجا اونو دستگیر کردن
ا/ت: خداروشکر
ته اومد نزدیک شد بهم، سرمو ناز کرد
تهیونگ: دیگه تموم شد الان کنار همیم
ا/ت: بخشیدی منو؟
تهیونگ: کاری نکرده بودی که بخوام ببخشم.. تو برای من اون کارو کردی
ا/ت: مرسی که برگشتی پیشم (همو بغل کردن)
(۲ماه بعد، ساحل)
ا/ت: ع اذیت نکن دیگه اون بستنی منه
تهیونگ: نمیدمش اخه منم میخوام
ا/ت: اصلا قهرم
دست به سینه شدم رومو کردم اونور که مثلا قهر کردم. صدام کرد برگشتم سمتش.
ا/ت: عشقم..(ذوق)
دیدم ته زانو زده یه حلقه خیلی خوشگل سمتم گرفته
تهیونگ: پرنسسم قبول میکنی خانم من بشی زندگیم بشی عمرم بشی
ا/ت: بله قبول میکنم(لبخند)
حلقه رو انداخت دستم، بلند شد منو کشید بغلش لبشو گذاشت رو لبم بوسید.
ا/ت: دوست دارم
تهیونگ: من بیشتر زندگیم
☆پایان☆
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
- ۷۴.۶k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط