سرنوشت پارت(۵)

سرنوشت پارت(۵)
بعد چند مین تهیونگ با سرعت اومد سمتم
تهیونگ:ا/ت حالت خوبه؟ ا/ت؟
ویو ا/ت:
بعد اینکه تهیونگ تماسو قط کرد نشستم روی زمین اشکام خشک شده بود تنم بی جون بود حالم از خودم بهم میخورد بعد چند دیقه تهیونگ اومد صدام میزد صداشو میشنیدم ولی زبونم نمیچرخید جوابشو بدم سخت بود برام انگار حرف نمیتونستم بزنم یاو دیدم دستی روی کمرم ظاهر شد و بلندم کرد
پایان ویو
منو گزاشت توی ماشین درو بست خودشم رفت نشست بعد اینکه رسیدیم دیدم خونه ی تهیونگه(خونه مجردی داره)
دوباره اومد سمتم و بغلم کرد برد داخل در اتاق مهمون رو باز کرد و منو روی تخت گزاشت روم پتو کشید گفت
تهیونگ:بخواب حالت بهتر شه بعدش حرف میزنیم
فقط سرمو تکون دادم نمیتونستم بخوابم وقتی دیشب یادم میومد اشک از چشمام سرازیر میشد چجوری باور میکردم که دیگه دختر نیستم .
با همین فکر ها چشمام گرم شد سیاهی



اگه کسی از محتوام خوشش نمیاد دلیل نمیشه گزارشش بدید
دیدگاه ها (۰)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

سناریو خط قرمز پارت ۳

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

سناریو ران پارت ۲

فیک تهیونگ. دوباره تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط