#part83

#part83
#diyana
ارسلان آبروم جلوی بچه ها رفت
#arsalan
الهی ارسلان دورت بگرده
#diyana
ارسلان برم بیبی چک بگیرم
#arsalan
اره فدات شم برو
دیانا رفت چند دقیقه دیگه برگشت
چیشد دیانام
#diyana
ارسلان دوباره مامان شدم
برم لباس بپوشم برم آزمایش بدم
#arsalan
نمیخواد دلسا آبتین هم با همین
بیبی چک فهمیدیم
#diyana
رفتم نشستم سر میز
#delsa
مامان قشنگم خوبی
#diyana
اره دورت بگردم مگه میشه
با داشتن شما بد باشم
#arsalan
خوب بچه ها مامانی دیگه
زیاد نمیتونه کار کنه باید کمکش کنید
#delsa
چیزی شده
#arsalan
مامانتون بارداره
#diyana
دلسا بدو بدو اومد نشست پیشم
وای مامانی نی نی چیه
#diyana
نمیدونم عشق من
#abtin
دختر نباشه ها مثل
دلسا لوس شه با خنده
مامانی این بهترین خبر بود واسم
#diyana
مگه دلسا چشه دختر به این نازی
#delsa
مامانی جونم من هم درس هامو
میخونم هم توی کار خونه کمکت میکنم
#arsalan
قراره خدمتکار بگیرم
تو هم خسته میشی دخترم
#diyana
میز رو جمع کردم
دلسا هم ظرف ها رو شست
#arsalan
رفتم واسش میوه خرد کردم
بیا دیانام بخور جون بگیری
#delsa
رفتم پیش آبتین داداشی
خیلی خوشحالم قراره یه نی نی
داشته باشیم
#abtin
منم خیلی خوشحالم
#diyana
مرسی زحمت کشیدی
یکم خوردم ارسلان سرم درد میکنه
#arsalan
سرتو بذار روی سینم خوب میشی
دیانا سرشو گذاشت منم کم کم خوابم برد
❤️‍🩹✨
دیدگاه ها (۴۰)

دو پارتی درخواستی اسمات*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین ...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

رمان

پنهان عشق

مافیای من

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

«برادر ناتنیه من»ــــــــ🌟ـــــــــــ🌟ــــــــپارتـ¹ویو ا/ت:...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط