{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزیـ جونگکوکـ تصمیم گرفتـ این ادیت رو بزنه و کپشنش ب

یه روزیـ جونگکوکـ تصمیم گرفتـ این ادیت رو بزنه و کپشنش بنویسه:
" حدود ۱۵ سال بعد رو تصور میکنم.
موقع ادیت، آنقدر خندیدم که نزدیک بود از خنده خفه شم 😭 " ( خفه شدم کمکـ🤣 )
دیدگاه ها (۸)

پارت ۱۲صبح روز بعد تصمیم گرفتیم دوچرخه کرایه کنیم.جونگکوک که...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 212♡⁠。⁠)و بابا ...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

ترکم نکن

پارت ۶ساعت ۲ و ۱۰ دقیقه ظهر_نویسنده "کارن":حدود ۱ ساعت بود ک...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

P³⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رقص مرگ و عشقp⁸€...+از این طریق خواستم به ا.ت نزدیک شم€...چه...

*تلاش نهم*😭😭ادیترو نصف کردم ببینم میاره یا نههه😭تروخدا پستت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط