چند شاتی

PART: 9
ویو ا/ت

کارامو انجام دادم و رفتم بیرون تهیونگ بهم گفت که قراره بابام دو ببینیم اما راستش حس خوبی نداشتم ته با من خیلی خوب بود ما واقعا عاشق هم بودیم اما من باید بین ته و پدرم یکی رو انتخاب کنم درسته پدرم منو خیلی اذیت میکرد اما پدرمه

از زبان ادمین

روز ها همینجوری می‌گذشت و ا/ت هنوز نمی دونست با ید کی رو انتخاب کرد و نتیجه گرفت حرف های هر دو طرف رو گوش کنه بدون اینکه حقیقت پنهون رو بدونه حقیقتی که تهیونگ نمی دونست چجوری بهش بگه اون برای اینکه عشقش پیشش بمونه باید این حقیقت رو میگفت اما این حقیقت او نو داغون میکرد

زمان حال اتاق ته
با حضور پسرا
کوک: ته پسر الان می خوای چیکار کنی
ته: نمی دونم جونگکوک هیچی نمیدونم
جیمین: پسر اول آخرش باید بهش بگی
جیهوپ: به این فکر کن که اگه از زبون یکی دیگه بشنوه چی در بارت فکر میکنه
نامجون: پسر بهتره قبل از اینکه کسی بهش بگه خودت پا قدم بشی
یونگی: نه شما چی میگین اصلا فکر کردین که چی باید بگه بره راست تو صورت دختره بگه بابات قاتل مادرت خب دیگه بیا پیش من پدرت رو ول کن
جین: اره پسرا یونگی راست میگه اینجوری دختره فکر میکنه ته از عمد اینو گفته تا بیاد پیشش
ته: و منم از همیننننن میترسمممممممم
نمییی خوام از دستش بدممممم( داد)
( ته دستاش رو روی سرش میزاره و فشار میده)
[ جونگکوک میره دستایهته رو میگیره ]
کوک: هعی هعی پسر اروم خیله خب بزار ببینیم چیکار میشه کرد
ته : نمی خوام اونو ( حرف ته با حرف یونگی قطع شد)
یونگی: ولی ..
ته: ولی چی لال نشووو دیگه بنالللل( عربده)
یونگی : کیمممم تهیونگگگگ تو بلدی عربده بزنی منم بلدممن پسسس خفشووو دهه دقیقهههه( عربده) ( لیوان تویه دستش رو شکست)
جیمین: هعییی پسرا ارومم ما جفت شما رو نیاز داریم پس ۵ دقیقه به تمرگین
جیهوپ: دستت خوبه یونگی( سرد)
یونگی: اره .. ولی تو چته
جیهوپ : پسرا همه بیرون بقیر از ته
همه بغیر از ته: باشه ( و رفتن)
ته: جیهوپ تو..
( جیهوپ زد تو دهنش طوری که ته پرت شد رو زمین)
جیهوپ: پسررررر تو چتهههه هاااا خودت رو ببین مثلااا بی رحمم ترین مافیایه جهاننننن نامبر وان جهان شده اینههههه یه جوجهههه
تو اتاقت کپیدی بیرون نمیای هرکی چیزی بهت میگن رو میکشیییی ههااااا چتهههه کیممممم پاشو خودت رو جمععع کننن برایه یههه دخترررر اینجوریییی شدییییی خببب گوشششش بده اون دختر مثلللل خواهر ما هست فقط اگه اگه به اونم سره این قضیه آسیبی بزنی ..... خودتتتت رو جمعععع میکنی و فردا خودت همه چیز رو میگیییی به جونگکوک میگم فیلم رو بعد از اینکه گفتی بخش کنههه کارییییی نکننن که تمام باند رو به جونگکوک وا گذار کنممم می دونی که میکنم ( عربده )
[ ورفت ]
ویو ته
هنوز تو شک بودم ا . ا. اوون ج
جیه.هوپ بود
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

🖤 اولین برخورد جونگ‌کوک و ا/تچند ماه قبل، توی یک مراسم خانوا...

هم اتاقی من

#عشق_ممنوعه_شبپارت نهم | رازی که مخفی بودزن مرموز کنار در ای...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت ششم: پرونده محرمانه...

part ⁹* ۲ ماه بعد..ویو ستاره کوشولوتون👈🏻👉🏻🎀:توی این ۲ ماه ات...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

شاگرد لوس من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط