اگرچه گفته‌اند

اگرچه گفته‌اند
دهان تو را دوباره خواهیم بست
اما نگرانِ سکوتِ من نباش،
چشم‌های دلواپسِ من
باز با تو سخن خواهند گفت.

اگرچه خواسته‌اند
چشم‌های مرا دوباره ببندند
اما نگرانِ ندیدنِ دنیا نیستم
دست‌های خستهٔ من
باز با تو سخن خواهند گفت.


اگرچه آمده‌اند
دست‌های بستهٔ مرا خسته کرده‌اند
اما نگرانِ سر زدنِ سپیده‌دم نباش
نَفَس‌های روشنِ من
باز با تو سخن خواهند گفت.

اگرچه
گفته
خواسته
و آمده‌اند مرا برای همیشه
با خود بُرده‌اند
اما نگرانِ من نباش
غیاب من
تا اَبَد
با تو
سخن خواهد گفت.



□سیدعلی صالحی

#روان_گذر
دیدگاه ها (۱)

سریال راز نانیانگ 🤍 🤎 سکانس های حذفی مربوط به آخرِ قسمت ۳۳ ک...

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۶: «صبح» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

عاشقانه های شبنم

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

پارت ۱۹۵

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط