{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من عـــــــــــــــــاشق زمــســـــــــــتـانم …

من عـــــــــــــــــاشق زمــســـــــــــتـانم …
عـــــــــاشق اینکه ببینمت در زمـســــــتـان آرام راه می روی
که سُر نخـــوری !
که گونه هایـــت از ســـرمــــا
ســــــرخ شده است
ســـر خود را تا حــــــد ممکن در یقه ات فرو کــــــرده ای
دســـتـــ هایت در جیبت به هم مــچـاله شده
معصـــومانه به زمین خیره ای
چه قدر دوست داشتنی شده ای …
حرفم را پس میگیرم …
من عـــــــــــــــــــاشق زمستان نــیــسـتـــم …
عـــــــــــــــــــــاشـــق-تــوام …*
دیدگاه ها (۱)

بی حضورت قصّه را با خاک یکسان می کنم!توی تُنگِ تنگ!··· با ای...

سکوت را می پذیرماگربدانمروزی باتو سخن خواهم گفتتیره بختی را ...

خودت باش،نه تندیسی که دیگران می خواهند!وقتی قالب فکر دیگران ...

تورا دوست دارم..بیشتراز...نوشتن آخرین سطرِمشق هاےِمدرسه..بیش...

برده عمارت جئون

دختر و پارتی

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

007-پنهان در مه - پارت ۸۰

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

ابلیس

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط