{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر بار که بودیم بدشانس یه جا

هر بار که بودیم بدشانس یه جا
خراب شد یکم اعصاب ما
دوباره الساعه ما
برق زدیم شدیم دور از سایه ها
چون همیشه مونده خوبم بوده بام
خورشید توی روزم بوده بام
بزار بسوزن که نمیتونن بزارن حتی سر سوزن توی ما
خوشبختیو نمیشه داد با شانس توضیحش
مزش میره انگار آدامس موزیه
مثله دختری که آژانس دزدیدش
بغل لاستیک زاپاس برد زیرش
هیچکی هیچی نگفت به امید اینکه خدای اون بالاس دزدگیرش
فکر نکن هیچوقت سر چیزای مسخره میسوزه
تنها چیزی که ندارم حسرت دیروزه
البته هر دفعه مغلطه میونه
دوستا اومد گفتیم تقصیر ما نیست وضع بده ایرونه
یادمون میره همش ایرون ماییم میلیون هاییم
پس غمو بده بره بیرون دایی
نه نگو بم مود تیم بود پایین
که خدا بالا سرمون
موقع پرواز اره بالا پرمون
وقتی اونو داری مگه میشه تو خوشحال نری خونه
پس بخند که قه قهت
تنها صدای خوبه تو این منطقس
مثه نور خوشیده دم پنجرس
صدای اونه اذان من ساعت پنج عصر
هر بار که بودیم بدشانس یه جا
خراب شد یکم اعصاب ما
دوباره الساعه ما
برق زدیم شدیم دور از سایه ها
چون همیشه مونده خوبم بوده بام
خورشید توی روزم بوده بام
بذار بسوزن که نمیتونن بذارن حتی سر سوزن توی ما


زندگی هیچیش ا قبلا معلوم نیس جز یه چی میشه حتما تموم
پ حلاله نزار بشه اصلا حروم
اقا جکو جانی داشیامن هستن پهلوم
عمو توی تنها میشه خوشبخت باشی
نی تو دادگاه خدا کسی کت شلواری
ما قدرت داریم که منفیا رو بکنیم مثبت دایی
قدر مطلق ماییم جرات داریم که از ترس میاد
ایمان اونی داشت که شک کرد زیاد
عشق رسیدن پای رفتن میخواد
اره کار ما تو دفتر صد برگ میاد
اینا بزرگ شدنو توی خداشون گمن
دعوا میندازن که جدامون کنن
یاد بچگی بخیر کل گناهمون دو نخ
مارو برو بود بکنیم شوشامونو طق
حق حرف زدن میخواییم برای حرف حق زدن
مرگ چند قدم عقبمه میرم سمت مقصدم
درک فلسفش مشکله بشه
هر بار که بودیم بدشانس یه جا
خراب شد یکم اعصاب ما
دوباره الساعه ما
برق زدیم شدیم دور از سایه ها
چون همیشه مونده خوبم بوده بام
خورشید توی روزم بوده بام
بذار بسوزن که نمیتونن بذارن حتی سر سوزن توی ما
دنیامون کثیفه پ چشماتو بشور
غمامون ابدیو عشقامون یه روزه
دنیامون یکی ولی فکرامون یه جور
نیس نذا دلا واس فردامون بسوزه
خشم فرق بین فریادو یه زوزه
دنیات پارست تا یه خیاطی بدوزش
موفقیت دودش میاد بعد دو نخ خریت
دایی یاد بگیرخوب بشی تو ا بخیت
اره موقتین همه خوشیای دنیا
تو که حقیقت رو کشتی پای رویا
که سرنوشتتو گذاشتی پای خودکارا
کی بود جز خودت پشتیبانت شد داش
تو تاریکی بگو که خوشی داره صبا باید پاشی رو دو پات
که فرق با حیوونه اشک تو سیلونه
مرد باید بجنگه حقشو به زورعرقش بگیره
تو قفسش یه شیره تا که واستاده توی کفنش بمیره
اینا درس نیست تجربس همش
گیر نکن انقد تو بحثو فلسفش

هر بار که بودیم بدشانس یه جا
خراب شد یکم اعصاب ما
دوباره الساعه ما
برق زدیم شدیم دور از سایه ها
چون همیشه مونده خوبم بوده بام
خورشید توی روزم بوده بام
بذار بسوزن که نمیتونن بذارن حتی سر سوزن توی ما
دیدگاه ها (۳)

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

رقص سایه‌ها | پارت ۳۰ (پایانی): طلوعِ عشق در میانِ سایه‌هاصد...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:3بالاخره مدرسه تموم شد و ما به سمت خ...

part 2ویو آناستازیا و گفتم چیز دیگه لازم ندارید خیلی سرد جوا...

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط