پارت ۲۱۵

پارت ۲۱۵


به سمت آشپزخونه اش رفتمو سریع داخل کابینتارو نگاه کردم و بلاخره باند و لوازمی که نیاز بود برای بستن زخم رو پیدا کردم ، بعد از اینکه به سختی زخمش رو بستم قرصاش رو یادم اومد ، سوجون می‌گفت اون قرص مصرف میکنه ، یعنی اگه مصرفشون نکنه دوباره مثل اون شب میشه ، تویه جیب کتش رو گشتم و بلاخره قوطی قرصی پیدا کردمو با اب گذاشتم کنارش و خودمم همونطور که داشتم تبش رو پایین میاوردم همونجا به خواب رفتم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با حس نوازش هایی چشمام رو به ارومی باز کردم و اولین چیزی که دیدم لبخنده محو هیون بود ، سرمو بلند کردمو بهش نگاه کردم


+خوبی؟ درد داری ؟ چیزی نمیخوای ؟

-خوبم ، نمیخوام

+قرصاتو خوردی ؟

-اره...دیشب چیشد ؟

+خب تو فکر میکنم زیاد از حد خوردی و بعدم مست شدی و گوشه ای افتاده بودی ،بعدشم که دشمنات حمله کردنو توهم زخمی شدیو منم کمکت کردم و توهم ادرس اینجارو دادی منم اوردمت اینجا و به لطف من الان زنده ای.


چرا بهم کمک کردی؟ میتونستی بزاری همونجا بمیرم ، اونموقع بیوه میشدی و میتونستی بری با یه نفر دیگه ازدواج کنی

+خب من دقیقا میخواستم فرار کنم ولی وقتی توی اون حال دیدمت دلم برات سوخت ، بخاطر همین از فرارم گذشتم تا نجاتت بدم ، میفهمی دقیقا چه غلطی کردم ؟ از فرار خودم گذشتم تا نجاتت بدم

-اون عوضیارو میکشم ، چطور میتونن تویه نوشیدنیم قرص بریزنو بعدشم اقدام به ترورم کنن با اینکه میدونستن نه تنها نمیتونن منو بکشن بلکه حتی دستشونم بهم نمی‌رسه؟ جهنمو نشونشون میدم ، از جفت ت*خماشون اویزونشون میکنم
دیدگاه ها (۰)

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

From Enmity to Love

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۴جونگکوک خندید و در...

مرد من ۴

&شیسه.... تو باید بری. اونا می‌کشنتشیسه میدونست. خوب چیکار م...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

🥀فصل دوم پارت 55🥀جیمین: وقتی با اون ع*وضی بودی منو یادت رفته...

Part 7یک ساعت گذشت ات داخل اتاق تهیونگ زندونی بود تهیونگ و ب...

مافیای خشن🥀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط