رمان عشق هوسی پارت دوم

دیانا=یهو یه پسر من صدا زد و برگشتم دیدم متین (ها چیه فکرکردی ارسلان 🤣🤣)گفت یک دقیقه بیا اینجا منم رفتم پیشش
فلش بک ساعت ۲
متین=من چرا وقتی نیکارو میبینم قلبم تند میزنه
نویسنده =آقا متین عاشق شدی
متین=نه من عاشق نشدم
نویسنده =چراشدی
متین=واقعا راست مگی من عاشق نیکا شدم ولی چجوری بهش بگم .......
چند دقیقه بعد اها فهمیدم به دیانا که دختر خالش میگم
فلش بک حال رسیدم دانشگاه دیدم دیانا با نیکا هم اومدن من دیانا رو صدا کردم و بهش گفتم من عاشقش شدم
دیانا=عاشق کی شدی متين
متین =عه من عا..شق..نی.....کا نیکا شدم چکار کنم
دیانا =واقعا نیکا هم عاشقت نفهمیدی
متین=با چیزی که گفت دیانا سریع رفتم پیشش و گفتم بهش دارایی من زندگی من با من رل میزنی (با داد)
نیکا =باچیزی که متین گفت داشتم بال درمی‌آوردم سریع گفتم بله همه برامون دست زدن و دیانا اومد پیش مون و بهمون تبریک گفت
متین =ارسلان کجاست اها اوناهاش اون کی
دیانا =با چیزی که دیدم شوک و بغضم گرفت و گریه کردم دیدم دست ارسلان توی دست یه دخترست که اسمش پانیذ و سریع زدم بیرون از دانشگاه حالم بد بود چشام سیاهی میرفت که




یهووووو
خو داداشای گلم اینم از پارت دوم
عاشقتونم من دیه برم کپه مرگم بزارم 🤣🤣🥱🥱 کپی ممنوع
دیدگاه ها (۴)

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

the first lie

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

[چند پارتی]

همسر غیره منتظره

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

مافیای من

From hate to lovePart::3?خب جونگ کوک چی بهت گفت که از سر جاش...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 029"""""""""""""""""""""""""""""""...

تکپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط