...........
...........
جهان بی تو
که مفهومی ندارد
می ترسم
این شعرم
همین جا کم بیارد
..........نمی دانی...
چه حالی بودم آن روز
وقتی نوشتی "ابر"
تا
ب
ا
ر
ا
ن
ببارد
وقتی نوشتی "کوه"
دستم تیشه ای شد
تا داستانت را
به خطی خوش نگارد
.......به شعرم
گفته ام:
در مصرع بعد
در چشم هایت
بذر آویشن بکارد
آن قدر
بی بی دوستت دارد
که حتی
نام تو را
روی عروسش می گذارد
انگار قلبم
در گسل های تو جا ماند
وقتی که
می خندی
دلم پس لرزه دارد
........
برایت
شعر
دم کردم... بفرما!
جهان بی تو
که مفهومی ندارد
می ترسم
این شعرم
همین جا کم بیارد
..........نمی دانی...
چه حالی بودم آن روز
وقتی نوشتی "ابر"
تا
ب
ا
ر
ا
ن
ببارد
وقتی نوشتی "کوه"
دستم تیشه ای شد
تا داستانت را
به خطی خوش نگارد
.......به شعرم
گفته ام:
در مصرع بعد
در چشم هایت
بذر آویشن بکارد
آن قدر
بی بی دوستت دارد
که حتی
نام تو را
روی عروسش می گذارد
انگار قلبم
در گسل های تو جا ماند
وقتی که
می خندی
دلم پس لرزه دارد
........
برایت
شعر
دم کردم... بفرما!
- ۱.۹k
- ۰۵ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط